nappe

[ایالات متحده]/næp/
[بریتانیا]/næp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(سطح مخروطی) برگ; آب که بر روی سد می‌ریزد، ساختار لایه‌ای، تقسیم نیمه‌مخروطی
Word Forms
جمعnappes

عبارات و ترکیب‌ها

nappe de lit

ملحفه رختخواب

nappe d'eau

سطح آب

nappe phréatique

آبخوان

nappe géologique

لایه زمین‌شناسی

nappe de table

سطح میز

nappe de protection

ملحفه محافظ

nappe d'air

لایه هوا

nappe d'huile

لایه روغن

nappe de couleur

رنگ‌بافت

nappe de sucre

لایه شکر

جملات نمونه

we need to set the table with a clean nappe.

ما نیاز داریم میز را با یک نپ دنج تمیز بچینیم.

the restaurant uses a white nappe for formal occasions.

رستوران از نپ سفید برای مناسبت های رسمی استفاده می کند.

she carefully folded the nappe after the meal.

او پس از صرف غذا به دقت نپ را تا کرد.

he spilled wine on the nappe during dinner.

او در هنگام شام شراب روی نپ ریخت.

the nappe added elegance to the dining experience.

نپ ظرافت را به تجربه غذا خوردن اضافه کرد.

we chose a colorful nappe for the picnic.

ما یک نپ رنگارنگ برای پیک نیک انتخاب کردیم.

make sure to iron the nappe before the guests arrive.

مطمئن شوید که قبل از ورود مهمانان نپ را اتو کنید.

the nappe was beautifully embroidered with flowers.

نپ به زیبایی با گل های گلدوزی شده بود.

he chose a floral nappe for the outdoor dinner.

او یک نپ گلدار برای شام بیرون از منزل انتخاب کرد.

after the party, we washed the nappe to remove stains.

پس از مهمانی، ما نپ را برای از بین بردن لکه ها شستشو دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید