her mother put on her nappy for her to pass a motion.
مادرش پوشک او را پوشاند تا بتواند مدفوع کند.
The baby needs a clean nappy.
نوزاد به یک پوشک تمیز نیاز دارد.
She always keeps a stack of nappies in the nursery.
او همیشه تعدادی پوشک در اتاق کودک نگهداری می کند.
The nappy rash cream helps soothe the baby's skin.
کرم پوشک به تسکین پوست نوزاد کمک می کند.
He accidentally spilled water on the nappy.
او ناخواسته آبی روی پوشک ریخت.
The nappy bag is packed with essentials for outings.
کیف پوشک با وسایل ضروری برای بیرون رفتن پر شده است.
She prefers using cloth nappies over disposable ones.
او ترجیح می دهد از پوشک پارچه ای به جای پوشک های یکبار مصرف استفاده کند.
The nappy bin needs to be emptied regularly.
سطل پوشک باید به طور منظم خالی شود.
The baby's nappy needs changing.
پوشک نوزاد نیاز به تعویض دارد.
The nappy leaked, causing a mess.
پوشک نشت کرد و باعث ایجاد آشفتگی شد.
She bought a new pack of nappies for the baby.
او یک بسته پوشک جدید برای نوزاد خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید