narcotizing

[ایالات متحده]/[ˈnɑːkəʊtaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈnɑːrkoʊtaɪzɪŋ]/

ترجمه

adj. دارای اثر تولید کننده بی حسی یا پارالیز.
v. کردن غیرحساس؛ پارالیز کردن.
v. (narcotize) تولید کردن حالت بی حسی یا پارالیز.

عبارات و ترکیب‌ها

narcotizing effect

تاثیر نشانده

narcotizing influence

تأثیر نشانده

narcotizing agent

عامل نشانده

narcotizing properties

ویژگی‌های نشانده

being narcotized

بودن در حالت نشانده

narcotizing stimulus

الگوی نشانده

narcotizing action

عمل نشانده

narcotizing state

وضعیت نشانده

narcotizing substance

ماده نشانده

narcotizing slowly

نشاندن به آرامی

جملات نمونه

the repetitive nature of the job was narcotizing, leaving him feeling unmotivated.

طبیعت تکراری کار حالتی خمیره‌ای ایجاد کرد و او را بدون انگیزه گذاشت.

the constant stream of information can be narcotizing to critical thinking.

جریان مداوم اطلاعات می‌تواند فکر کردن حیاتی را خمیره‌ای کند.

he warned against the narcotizing effects of prolonged screen time on children.

او هشدار داد که زمان طولانی صرف شدن به صفحه نمایش بر روی کودکان اثر خمیره‌ای دارد.

the soothing music had a narcotizing quality, lulling her to sleep.

موزیک آرام‌بخش دارای کیفیت خمیره‌ای بود و او را به خواب فرو برد.

the political climate became so predictable it was almost narcotizing to voters.

حالت سیاسی به حدی قابل پیش‌بینی شد که تقریباً برای افراد رای‌دهنده خمیره‌ای شد.

she found the routine of office life gradually narcotizing her spirit.

او پیدا کرد که روال زندگی دفتری به‌تدریج روح او را خمیره‌ای می‌کند.

the monotonous drone of the engine was subtly narcotizing the passengers.

گریوی یک‌دست موتور به‌طور ملایم سرنشینان را خمیره‌ای می‌کرد.

he feared the narcotizing influence of complacency on the team's performance.

او از تأثیر خمیره‌ای خیانت‌خواهی بر عملکرد تیم می‌ترسید.

the repetitive advertising campaign proved narcotizing to the audience.

کمپین تبلیغاتی تکراری ثابت شد که برای مخاطب خمیره‌ای است.

the hypnotic rhythm of the waves had a narcotizing effect on the beachgoers.

ریتم جذب‌کننده امواج تأثیر خمیره‌ای بر روی بازدیدکنندگان پاساژ شاطئ داشت.

despite the challenges, she refused to let the situation become narcotizing.

هر چند با چالش‌ها، او بازدارد که وضعیت به خمیره‌ای تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید