nard

[ایالات متحده]/nɑːd/
[بریتانیا]/nɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی گلدار از خانواده والریانا، که در عطرها و داروهای سنتی استفاده می‌شود؛ روغن معطر استخراج شده از گیاه نارد
Word Forms
جمعnards

عبارات و ترکیب‌ها

nard oil

روغن نارد

spikenard plant

گیاه اسپیکنارد

nard fragrance

عطر نارد

pure nard

نارد خالص

nard extract

عصاره نارد

nard essence

اسانس نارد

nard root

ریشه نارد

nard scent

بوی نارد

nard balm

خمیر نارد

nard infusion

دم کرده نارد

جملات نمونه

nard has been used in traditional medicine for centuries.

داروهای گیاهی به مدت قرن‌ها از نارد استفاده کرده‌اند.

the scent of nard is often associated with luxury.

بوی نارد اغلب با تجمل همراه است.

in ancient times, nard was a prized possession.

در زمان‌های قدیم، نارد یک دارایی ارزشمند بود.

she applied nard oil to her skin for its soothing properties.

او روغن نارد را به دلیل خواص آرام‌بخش آن روی پوست خود استفاده کرد.

nard is known for its calming effects on the mind.

نارد به دلیل اثرات آرام‌بخش آن بر ذهن شناخته شده است.

the ancient egyptians used nard in their embalming rituals.

مصریان باستان از نارد در مراسم تدفین خود استفاده می‌کردند.

many perfumes contain nard as a key ingredient.

بسیاری از عطرها نارد را به عنوان یک ماده اصلی دارند.

nard can be found in various herbal remedies.

نارد را می‌توان در انواع درمان‌های گیاهی یافت.

she gifted him a bottle of nard as a symbol of love.

او به عنوان نمادی از عشق، یک بطری نارد به او هدیه داد.

the use of nard dates back to ancient civilizations.

استفاده از نارد به تمدن‌های باستانی بازمی‌گردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید