nattiest

[ایالات متحده]/ˈnæti/
[بریتانیا]/ˈnæti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باهوش و شیک؛ ماهر یا زیرک

جملات نمونه

His suitings are natty to a degree.

لباس‌های او تا حد زیادی شیک هستند.

a natty blue blazer and designer jeans.

یک بلزر آبی شیک و جین‌های طراحی‌شده.

it's a natty little invention to ensure that the bottle is absolutely watertight.

این یک اختراع کوچک و زیبا برای اطمینان از کاملاً ضد آب بودن بطری است.

a natty bow tie

یک پاپیون شیک

she always looks natty in her outfits

او همیشه با لباس‌هایش شیک به نظر می‌رسد.

he has a natty sense of style

او حس شیک و تیپی دارد.

the actor's natty attire

لباس شیک بازیگر

she carries herself in a natty manner

او به روشی شیک رفتار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید