naturalizing

[ایالات متحده]/ˈnætʃ.ər.əl.aɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnætʃ.ər.əl.aɪ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل اعطای تابعیت به یک خارجی؛ بومی کردن یا اتخاذ یک ویژگی بومی؛ معرفی و پرورش (گیاهان و غیره) در یک منطقه جدید؛ جذب یا ادغام

عبارات و ترکیب‌ها

naturalizing process

فرآیند اخذ تابعیت

naturalizing citizens

شهروندان دارنده تابعیت

naturalizing immigrants

مهاجران دارنده تابعیت

naturalizing laws

قوانین اخذ تابعیت

naturalizing application

درخواست اخذ تابعیت

naturalizing ceremony

مراسم اخذ تابعیت

naturalizing procedure

روش اخذ تابعیت

naturalizing requirements

الزامات اخذ تابعیت

naturalizing status

وضعیت اخذ تابعیت

naturalizing benefits

مزایای اخذ تابعیت

جملات نمونه

naturalizing immigrants can strengthen the economy.

ورود دادن مهاجران می‌تواند اقتصاد را تقویت کند.

she is focused on naturalizing her status in the country.

او بر تلاش برای کسب تابعیت در این کشور متمرکز است.

naturalizing plants helps them adapt to new environments.

طبیعی‌سازی گیاهان به آن‌ها کمک می‌کند تا با محیط‌های جدید سازگار شوند.

he is working on naturalizing his accent.

او در حال تلاش برای تطبیق لهجه‌اش است.

naturalizing the laws can make them more effective.

طبیعی‌سازی قوانین می‌تواند آن‌ها را مؤثرتر کند.

they are naturalizing the wildlife in the area.

آنها در حال بازگرداندن حیات وحش به منطقه هستند.

naturalizing the community will foster inclusivity.

طبیعی‌سازی جامعه باعث ایجاد فراگیری می‌شود.

naturalizing cultural practices can enrich society.

طبیعی‌سازی آداب و رسوم فرهنگی می‌تواند جامعه را غنی کند.

she is committed to naturalizing her new home.

او متعهد به تطبیق با خانه جدیدش است.

naturalizing the process will benefit everyone involved.

طبیعی‌سازی این فرآیند به نفع همه افراد درگیر خواهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید