naughties

[ایالات متحده]/ˈnɔːti/
[بریتانیا]/ˈnɔːti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نافرمان یا شیطنت‌آمیز؛ نادرست یا نامناسب

جملات نمونه

manage a naughty child

مدیریت یک کودک непослушный

you've been a really naughty boy.

شما یک پسر خیلی بد بوده اید.

You naughty little puss!.

تو بچه کوچولوی بد!

It was naughty of you to pull the cat's tail.

این از شما عاقلانه نبود که دم گربه را بکشید.

The naughty kid was in the classroom in body but not in spirit.

کودک بد در کلاس حضور داشت اما از نظر معنوی نه.

It's naughty to pull your sister's hair.

کشیدن موهای خواهرتان عاقلانه نیست.

He smacked the naughty child.

او به کودک بد ضربه زد.

The naughty dog cowered in a corner.

سگ непослушный در گوشه ای پنهان شد.

We just sat there giggling like naughty schoolchildren.

ما فقط آنجا نشستیم و مانند دانش آموزان بد خنده زدیم.

If you’re naughty, mother will spank you.

اگر بد باشید، مادر شما را تنبیه خواهد کرد.

Their naughty children always contrive to make such a mess of things.

کودکان بد آنها همیشه نقشه‌ای می‌کشند تا چنین آشوبی به وجود آورند.

It was naughty of Father to stay out so late.

این از عاقلانه نبود که پدر تا این حد دیر بیرون بماند.

You naughty boy, stop pulling the cat's tail.

تو پسر بد، دست زدن به دم گربه را متوقف کن.

If you are naughty you won't get any ice cream.

اگر بد باشید، بستنی نخواهید گرفت.

It is naughty of you to pull your baby sister's hair.

کشیدن موهای خواهر کوچکتان از شما عاقلانه نیست.

Those naughty boys barred themselves in for fun.

آن پسران بد خود را برای تفریح ​​درون بستند.

نمونه‌های واقعی

Tut, tut, tut. Naughty, naughty, you'll get caughty.”

اوه اوه اوه. بد، بد، گیر خواهی افتاد.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

Ah, naughty, naughty; would you take a nip at the gentleman?

آه، بد، بد؛ آیا حاضری به آن مرد حمله کنی؟

منبع: The Sign of the Four

They were three naughty nurses. Saucy even...they were saucy and bad and naughty.

آنها سه پرستار بد بودند. حتی بی ادب هم بودند...آنها بی ادب و بد و بد بودند.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Yeah, I saw you, too. Naughty, naughty.

بله، من هم دیدمت. بد، بد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

Oh, Maggie, what a naughty naughty bird!

اوه، مگی، چه پرنده بدی!

منبع: Wow English

Yeah! - Oh Maggie, you naughty naughty bird.

بله! - اوه مگی، چه پرنده بدی!

منبع: Wow English

A naughty girl stood there, wrapped in a huge shawl.

یک دختر بد آنجا ایستاده بود، در حالی که با یک شال بزرگ پیچیده شده بود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Hey! Maggie. You naughty, naughty bird.

هی! مگی. تو پرنده بدی!

منبع: Wow English

Well, the boys had been very very naughty. They'd stolen daddy's car.

خب، پسرها خیلی خیلی بد بودند. آنها ماشین پدر را دزدیده بودند.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

Guess every naughty pup gets his just desserts.

حدس می‌زنم هر توله سگ بد مستحق مجازاتش است.

منبع: Growing Up with Cute Pets

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید