nays

[ایالات متحده]/neɪz/
[بریتانیا]/neɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رأی علیه چیزی; رأی منفی

عبارات و ترکیب‌ها

nays have it

دارند آن را

nays and yays

نِیز و یِیز

cast nays

نِیز رای داده شود

hear nays

شنیدن نِیز

nays prevail

نِیز غالب می‌شوند

nays expressed

نِیز بیان شده

nays counted

نِیز شمارش شده

nays voiced

نِیز به صدا درآمده

nays heard

شنیدن نِیز

nays noted

نِیز مورد توجه قرار گرفته

جملات نمونه

many people voiced their nays during the meeting.

بسیاری از افراد مخالفت خود را در طول جلسه ابراز کردند.

her nays were louder than the cheers.

مخالفت‌های او بلندتر از تشویق‌ها بود.

despite the nays, the project moved forward.

با وجود مخالفت‌ها، پروژه پیش رفت.

the naysayers often miss the bigger picture.

مخالفت‌کنندگان اغلب تصویر بزرگتر را از دست می‌دهند.

he ignored the nays and pursued his dreams.

او مخالفت‌ها را نادیده گرفت و به دنبال رویاهایش رفت.

there were many nays about the new policy.

در مورد سیاست جدید مخالفت‌های زیادی وجود داشت.

in the face of nays, she remained determined.

در برابر مخالفت‌ها، او مصمم ماند.

the nays did not deter the team's enthusiasm.

مخالفت‌ها شور و اشتیاق تیم را کاهش نداد.

his nays were based on fear and uncertainty.

مخالفت‌های او بر اساس ترس و عدم اطمینان بود.

she learned to embrace the nays as part of her journey.

او یاد گرفت که مخالفت‌ها را بخشی از سفر خود بپذیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید