nays have it
دارند آن را
nays and yays
نِیز و یِیز
cast nays
نِیز رای داده شود
hear nays
شنیدن نِیز
nays prevail
نِیز غالب میشوند
nays expressed
نِیز بیان شده
nays counted
نِیز شمارش شده
nays voiced
نِیز به صدا درآمده
nays heard
شنیدن نِیز
nays noted
نِیز مورد توجه قرار گرفته
many people voiced their nays during the meeting.
بسیاری از افراد مخالفت خود را در طول جلسه ابراز کردند.
her nays were louder than the cheers.
مخالفتهای او بلندتر از تشویقها بود.
despite the nays, the project moved forward.
با وجود مخالفتها، پروژه پیش رفت.
the naysayers often miss the bigger picture.
مخالفتکنندگان اغلب تصویر بزرگتر را از دست میدهند.
he ignored the nays and pursued his dreams.
او مخالفتها را نادیده گرفت و به دنبال رویاهایش رفت.
there were many nays about the new policy.
در مورد سیاست جدید مخالفتهای زیادی وجود داشت.
in the face of nays, she remained determined.
در برابر مخالفتها، او مصمم ماند.
the nays did not deter the team's enthusiasm.
مخالفتها شور و اشتیاق تیم را کاهش نداد.
his nays were based on fear and uncertainty.
مخالفتهای او بر اساس ترس و عدم اطمینان بود.
she learned to embrace the nays as part of her journey.
او یاد گرفت که مخالفتها را بخشی از سفر خود بپذیرد.
nays have it
دارند آن را
nays and yays
نِیز و یِیز
cast nays
نِیز رای داده شود
hear nays
شنیدن نِیز
nays prevail
نِیز غالب میشوند
nays expressed
نِیز بیان شده
nays counted
نِیز شمارش شده
nays voiced
نِیز به صدا درآمده
nays heard
شنیدن نِیز
nays noted
نِیز مورد توجه قرار گرفته
many people voiced their nays during the meeting.
بسیاری از افراد مخالفت خود را در طول جلسه ابراز کردند.
her nays were louder than the cheers.
مخالفتهای او بلندتر از تشویقها بود.
despite the nays, the project moved forward.
با وجود مخالفتها، پروژه پیش رفت.
the naysayers often miss the bigger picture.
مخالفتکنندگان اغلب تصویر بزرگتر را از دست میدهند.
he ignored the nays and pursued his dreams.
او مخالفتها را نادیده گرفت و به دنبال رویاهایش رفت.
there were many nays about the new policy.
در مورد سیاست جدید مخالفتهای زیادی وجود داشت.
in the face of nays, she remained determined.
در برابر مخالفتها، او مصمم ماند.
the nays did not deter the team's enthusiasm.
مخالفتها شور و اشتیاق تیم را کاهش نداد.
his nays were based on fear and uncertainty.
مخالفتهای او بر اساس ترس و عدم اطمینان بود.
she learned to embrace the nays as part of her journey.
او یاد گرفت که مخالفتها را بخشی از سفر خود بپذیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید