neatnesses

[ایالات متحده]/ˈniːtnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈniːtnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا وضعیت تمیز و مرتب بودن

عبارات و ترکیب‌ها

neatnesses matter

مرتب بودن مهم است

neatnesses count

مرتب بودن مهم است

neatnesses observed

مرتب بودن مشاهده شد

neatnesses valued

مرتب بودن ارزشمند است

neatnesses appreciated

مرتب بودن مورد قدردانی است

neatnesses required

مرتب بودن مورد نیاز است

neatnesses maintained

مرتب بودن حفظ شد

neatnesses enhance

مرتب بودن افزایش می دهد

neatnesses promote

مرتب بودن ترویج می کند

neatnesses reflect

مرتب بودن منعکس می کند

جملات نمونه

her neatnesses in organizing her workspace impressed everyone.

مرتب بودن او در سازماندهی فضای کاری‌اش همه را تحت تاثیر قرار داد.

he values neatnesses in both his personal life and professional career.

او مرتب بودن را هم در زندگی شخصی و هم در حرفه خود ارزش می‌گذارد.

the neatnesses of the presentation made it easier to understand.

مرتب بودن ارائه باعث شد درک آن آسان‌تر شود.

she often comments on the neatnesses of her friend's home.

او اغلب درباره مرتب بودن خانه دوستش نظر می‌دهد.

his neatnesses in writing are evident in his reports.

مرتب بودن او در نوشتن در گزارش‌هایش آشکار است.

the neatnesses of the garden reflect the owner's personality.

مرتب بودن باغ نشان‌دهنده شخصیت صاحب آن است.

attention to neatnesses can enhance overall productivity.

توجه به مرتب بودن می‌تواند بهره‌وری کلی را افزایش دهد.

her neatnesses in fashion choices always turn heads.

مرتب بودن او در انتخاب‌های مد همیشه توجه‌ها را به خود جلب می‌کند.

he admires the neatnesses of the architectural design.

او طراحی معماری را به دلیل مرتب بودنش تحسین می‌کند.

neatnesses in coding can lead to fewer bugs.

مرتب بودن در کدنویسی می‌تواند منجر به کاهش باگ‌ها شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید