necklaced

[ایالات متحده]/ˈnɛklɪst/
[بریتانیا]/ˈnɛklɪst/

ترجمه

adj. داشتن گردنبند یا گردنبندها

عبارات و ترکیب‌ها

necklaced beauty

زیبایی با گردنبند

necklaced design

طراحی با گردنبند

necklaced style

سبک با گردنبند

necklaced elegance

ظرافت با گردنبند

necklaced charm

جذابیت با گردنبند

necklaced statement

بیانیه با گردنبند

necklaced look

ظاهر با گردنبند

necklaced accessory

اکسسوری با گردنبند

necklaced appearance

ظاهر با گردنبند

necklaced outfit

لباس با گردنبند

جملات نمونه

she was necklaced with beautiful pearls at the gala.

او با مرواریدهای زیبا در مهمانی زینت داده شده بود.

the bride was necklaced in diamonds on her wedding day.

عروس در روز عروسی‌اش با الماس زینت داده شده بود.

he necklaced her with a simple silver chain for her birthday.

او برای تولدش او را با یک زنجیر نقره ساده زینت داد.

the artist necklaced the sculpture with colorful beads.

هنرمند مجسمه را با مهره‌های رنگارنگ زینت داد.

she necklaced herself with flowers for the festival.

او برای جشنواره با گل زینت داد.

he was necklaced with a heavy gold chain, showing his wealth.

او با یک زنجیر طلایی سنگین زینت داده شده بود که نشان دهنده ثروت او بود.

the necklace she wore was necklaced with intricate designs.

گردنبندی که او پوشیده بود با طرح‌های پیچیده زینت داده شده بود.

they necklaced the tree with lights for the holiday season.

آنها درخت را با چراغ برای تعطیلات زینت دادند.

she necklaced her outfit with a matching bracelet.

او لباس خود را با یک دستبند متناسب زینت داد.

he was necklaced in traditional jewelry during the ceremony.

او در طول مراسم با جواهرات سنتی زینت داده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید