needling technique
تکنیک سوزندرمانی
needling therapy
درمان با سوزن
dry needling
نیدل خشک
acupuncture needling
سوزندرمانی با طب سوزنی
needling session
جلسه سوزندرمانی
needling pain
درد ناشی از سوزندرمانی
needling points
نقاط سوزندرمانی
needling practice
تمرین سوزندرمانی
needling response
پاسخ به سوزندرمانی
needling effects
اثرات سوزندرمانی
he was needling his friend about the game.
او داشت دوستش را درباره بازی تحریک میکرد.
she found it amusing when he started needling her.
وقتی شروع به تحریک او کرد، برایش خندهدار بود.
needling can sometimes be a form of teasing.
تحریک گاهی اوقات میتواند نوعی از مسخره کردن باشد.
the comedian was needling the audience for laughs.
کمدین برای خندیدن، مخاطب را تحریک میکرد.
he couldn't help needling her about her new haircut.
او نمیتوانست جلوی تحریک او درباره مدل موی جدیدش را بگیرد.
needling your coworkers can create a fun atmosphere.
تحریک همکاران میتواند فضایی سرگرمکننده ایجاد کند.
she was needling him for not finishing his project.
او داشت او را به خاطر انجام ندادن پروژه اش تحریک میکرد.
he has a talent for needling people just right.
او استعداد تحریک کردن افراد به نحو مناسب را دارد.
needling can sometimes backfire if taken too far.
تحریک گاهی اوقات میتواند به ضرر شما تمام شود اگر بیش از حد پیش برود.
she was needling him about his love life.
او داشت او را درباره زندگی عاشقانه اش تحریک میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید