needling

[ایالات متحده]/ˈniːdlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnidəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل استفاده از سوزن‌ها برای اهداف درمانی؛ نوعی حمایت یا بریس

عبارات و ترکیب‌ها

needling technique

تکنیک سوزن‌درمانی

needling therapy

درمان با سوزن

dry needling

نیدل خشک

acupuncture needling

سوزن‌درمانی با طب سوزنی

needling session

جلسه سوزن‌درمانی

needling pain

درد ناشی از سوزن‌درمانی

needling points

نقاط سوزن‌درمانی

needling practice

تمرین سوزن‌درمانی

needling response

پاسخ به سوزن‌درمانی

needling effects

اثرات سوزن‌درمانی

جملات نمونه

he was needling his friend about the game.

او داشت دوستش را درباره بازی تحریک می‌کرد.

she found it amusing when he started needling her.

وقتی شروع به تحریک او کرد، برایش خنده‌دار بود.

needling can sometimes be a form of teasing.

تحریک گاهی اوقات می‌تواند نوعی از مسخره کردن باشد.

the comedian was needling the audience for laughs.

کمدین برای خندیدن، مخاطب را تحریک می‌کرد.

he couldn't help needling her about her new haircut.

او نمی‌توانست جلوی تحریک او درباره مدل موی جدیدش را بگیرد.

needling your coworkers can create a fun atmosphere.

تحریک همکاران می‌تواند فضایی سرگرم‌کننده ایجاد کند.

she was needling him for not finishing his project.

او داشت او را به خاطر انجام ندادن پروژه اش تحریک می‌کرد.

he has a talent for needling people just right.

او استعداد تحریک کردن افراد به نحو مناسب را دارد.

needling can sometimes backfire if taken too far.

تحریک گاهی اوقات می‌تواند به ضرر شما تمام شود اگر بیش از حد پیش برود.

she was needling him about his love life.

او داشت او را درباره زندگی عاشقانه اش تحریک می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید