puncturing

[ایالات متحده]/ˈpʌŋktʃərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpʌŋktʃərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ایجاد سوراخ در چیزی؛ به چیزی نفوذ کردن؛ به افتخار یا اعتماد به نفس کسی آسیب زدن؛ اشتیاق کسی را کم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

puncturing balloon

شکستن بادکنک

puncturing tire

شکستن لاستیک

puncturing skin

شکستن پوست

puncturing wound

شکستن زخم

puncturing sound

صدای شکستن

puncturing hole

شکستن سوراخ

puncturing object

شیء سوراخ کننده

puncturing pressure

فشار سوراخ کننده

puncturing effect

اثر سوراخ کننده

puncturing technique

تکنیک سوراخ کننده

جملات نمونه

he was puncturing the balloon with a needle.

او داشت با سوزن بالن را سوراخ می‌کرد.

the doctor is puncturing the cyst to drain the fluid.

پزشک در حال سوراخ کردن کیست برای تخلیه مایعات است.

puncturing the tire caused a flat.

سوراخ کردن لاستیک باعث پنچری شد.

she is puncturing the cardboard to create holes.

او دارد مقوا را سوراخ می‌کند تا سوراخ ایجاد کند.

the artist is puncturing the canvas for a unique effect.

هنرمند در حال سوراخ کردن بوم برای ایجاد یک جلوه منحصر به فرد است.

puncturing the skin can lead to infection.

سوراخ کردن پوست می‌تواند منجر به عفونت شود.

he carefully punctured the packaging to open it.

او با دقت بسته‌بندی را سوراخ کرد تا آن را باز کند.

they are puncturing the ice to check its thickness.

آنها در حال سوراخ کردن یخ برای بررسی ضخامت آن هستند.

puncturing the envelope allowed the message to escape.

سوراخ کردن پاکت باعث فرار پیام شد.

she was puncturing the fruit to check its ripeness.

او داشت میوه را سوراخ می‌کند تا از رسیدگی آن مطمئن شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید