puncturing balloon
شکستن بادکنک
puncturing tire
شکستن لاستیک
puncturing skin
شکستن پوست
puncturing wound
شکستن زخم
puncturing sound
صدای شکستن
puncturing hole
شکستن سوراخ
puncturing object
شیء سوراخ کننده
puncturing pressure
فشار سوراخ کننده
puncturing effect
اثر سوراخ کننده
puncturing technique
تکنیک سوراخ کننده
he was puncturing the balloon with a needle.
او داشت با سوزن بالن را سوراخ میکرد.
the doctor is puncturing the cyst to drain the fluid.
پزشک در حال سوراخ کردن کیست برای تخلیه مایعات است.
puncturing the tire caused a flat.
سوراخ کردن لاستیک باعث پنچری شد.
she is puncturing the cardboard to create holes.
او دارد مقوا را سوراخ میکند تا سوراخ ایجاد کند.
the artist is puncturing the canvas for a unique effect.
هنرمند در حال سوراخ کردن بوم برای ایجاد یک جلوه منحصر به فرد است.
puncturing the skin can lead to infection.
سوراخ کردن پوست میتواند منجر به عفونت شود.
he carefully punctured the packaging to open it.
او با دقت بستهبندی را سوراخ کرد تا آن را باز کند.
they are puncturing the ice to check its thickness.
آنها در حال سوراخ کردن یخ برای بررسی ضخامت آن هستند.
puncturing the envelope allowed the message to escape.
سوراخ کردن پاکت باعث فرار پیام شد.
she was puncturing the fruit to check its ripeness.
او داشت میوه را سوراخ میکند تا از رسیدگی آن مطمئن شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید