negativing

[ایالات متحده]/nɪˈɡeɪtɪvɪŋ/
[بریتانیا]/nɪˈɡeɪtɪvɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری منفی
adj. رد کردن یا انکار کردن؛ دارای نتیجه مورد انتظار نیست؛ منفی از نظر ریاضی

عبارات و ترکیب‌ها

negativing factors

عوامل منفی

negativing effects

اثرات منفی

negativing evidence

شواهد منفی

negativing claims

ادعاهای منفی

negativing statements

اظهارات منفی

negativing arguments

استدلال‌های منفی

negativing beliefs

باورهای منفی

negativing assumptions

فرضیات منفی

negativing interpretations

تفسیرهای منفی

negativing outcomes

نتایج منفی

جملات نمونه

negativing the proposal was a difficult decision.

رد کردن پیشنهاد تصمیمی دشوار بود.

she felt that negativing his request was necessary.

او احساس کرد که رد کردن درخواست او ضروری بود.

negativing the rumors helped restore her reputation.

رد کردن شایعات به بازگرداندن شهرت او کمک کرد.

he spent hours negativing the false accusations.

او ساعت‌ها را صرف رد اتهامات نادرست کرد.

negativing the contract was a strategic move.

رد قرارداد یک اقدام استراتژیک بود.

she focused on negativing the negative feedback.

او بر رد بازخورد منفی تمرکز کرد.

negativing the findings required thorough investigation.

رد کردن یافته‌ها نیاز به بررسی کامل داشت.

negativing the allegations was crucial for his defense.

رد اتهامات برای دفاع او بسیار مهم بود.

they are not interested in negativing the past mistakes.

آنها به رد کردن اشتباهات گذشته علاقه ای ندارند.

negativing the benefits of the plan was not easy.

رد کردن مزایای طرح آسان نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید