neolithic

[ایالات متحده]/ˌni:əˈlɪθɪk/
[بریتانیا]/ˌniəˈlɪθɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دوره نوسنگی.

عبارات و ترکیب‌ها

Neolithic period

دوره نئولیتیک

Neolithic era

عصر نئولیتیک

Neolithic civilization

تمدن نئولیتیک

Neolithic tools

ابزارهای نئولیتیک

Neolithic agriculture

کشاورزی نئولیتیک

neolithic age

عصر نئولیتیک

جملات نمونه

neolithic cultures in Crimea

فرهنگ‌های نئولیتیک در کریمه

Cattle were first domesticated in Neolithic times.

گاوها برای اولین بار در دوران نوسنگی اهلی شدند.

that it has been populated from prehistoric times is evidenced by the remains of Neolithic buildings.

اینکه از زمان‌های پیش از تاریخ در آن سکونت شده است، با بقایای ساختمان‌های نئولیتیک ثابت شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید