nerve-wracking experience
تجربه اعصاب خورد کن
nerve-wracking wait
منتظر ماندن اعصاب خورد کن
so nerve-wracking
خیلی اعصاب خورد کن
nerve-wracking situation
وضعیت اعصاب خورد کن
was nerve-wracking
اعصاب خورد کن بود
finding nerve-wracking
اعصاب خورد کن بودن
extremely nerve-wracking
به شدت اعصاب خورد کن
nerve-wracking moment
لحظه اعصاب خورد کن
it's nerve-wracking
اعصاب خورد کن است
being nerve-wracking
اعصاب خورد کن بودن
the job interview was incredibly nerve-wracking.
مصاحبه شغلی فوق العاده استرس آور بود.
waiting for test results can be nerve-wracking.
منتظر ماندن برای نتایج آزمایش می تواند استرس آور باشد.
the presentation was nerve-wracking, but i managed to pull it off.
ارائه بسیار استرس آور بود، اما من موفق به انجام آن شدم.
public speaking is nerve-wracking for many people.
سخنرانی در جمع برای بسیاری از افراد استرس آور است.
the final exam was a nerve-wracking experience.
امتحان نهایی یک تجربه استرس آور بود.
dealing with a difficult client can be nerve-wracking.
رسیدگی به یک مشتری دشوار می تواند استرس آور باشد.
the thought of flying is nerve-wracking for some.
فکر کردن به پرواز برای برخی افراد استرس آور است.
watching my child learn to ride a bike was nerve-wracking.
تماشای یادگیری دوچرخه سواری فرزندم استرس آور بود.
the unexpected power outage was nerve-wracking.
قطعی برق غیرمنتظره استرس آور بود.
preparing for a marathon is a nerve-wracking process.
آمادگی برای ماراتن یک فرآیند استرس آور است.
the entire process of buying a house was nerve-wracking.
کل فرآیند خرید خانه استرس آور بود.
nerve-wracking experience
تجربه اعصاب خورد کن
nerve-wracking wait
منتظر ماندن اعصاب خورد کن
so nerve-wracking
خیلی اعصاب خورد کن
nerve-wracking situation
وضعیت اعصاب خورد کن
was nerve-wracking
اعصاب خورد کن بود
finding nerve-wracking
اعصاب خورد کن بودن
extremely nerve-wracking
به شدت اعصاب خورد کن
nerve-wracking moment
لحظه اعصاب خورد کن
it's nerve-wracking
اعصاب خورد کن است
being nerve-wracking
اعصاب خورد کن بودن
the job interview was incredibly nerve-wracking.
مصاحبه شغلی فوق العاده استرس آور بود.
waiting for test results can be nerve-wracking.
منتظر ماندن برای نتایج آزمایش می تواند استرس آور باشد.
the presentation was nerve-wracking, but i managed to pull it off.
ارائه بسیار استرس آور بود، اما من موفق به انجام آن شدم.
public speaking is nerve-wracking for many people.
سخنرانی در جمع برای بسیاری از افراد استرس آور است.
the final exam was a nerve-wracking experience.
امتحان نهایی یک تجربه استرس آور بود.
dealing with a difficult client can be nerve-wracking.
رسیدگی به یک مشتری دشوار می تواند استرس آور باشد.
the thought of flying is nerve-wracking for some.
فکر کردن به پرواز برای برخی افراد استرس آور است.
watching my child learn to ride a bike was nerve-wracking.
تماشای یادگیری دوچرخه سواری فرزندم استرس آور بود.
the unexpected power outage was nerve-wracking.
قطعی برق غیرمنتظره استرس آور بود.
preparing for a marathon is a nerve-wracking process.
آمادگی برای ماراتن یک فرآیند استرس آور است.
the entire process of buying a house was nerve-wracking.
کل فرآیند خرید خانه استرس آور بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید