| جمع | nestmates |
nestmates
همخانوادههایش
her nestmate
همخانوادهاش
his nestmate
همخانوادهاش
my nestmate
همخانوادهام
our nestmate
همخانوادهی ما
their nestmate
همخانوادهی آنها
your nestmate
همخانوادهی شما
the nestmate
همخانواده
a nestmate
یک همخانواده
my nestmate helped me adapt to the new colony.
همسرخانهام به من کمک کرد تا به کلونی جدید سازگار شوم.
my nestmate and i share responsibilities for caring for the young.
همسرخانهام و من مسئولیتهای پرورش جوانان را با هم به اشتراک میگذاریم.
we consider each other nestmates for life.
ما از هم به عنوان همسرخانههایی برای زندگی با هم میگوییم.
the nestmate bond between them is unbreakable.
پیوند همسرخانهای بین آنها غیرقابل شکست است.
our nestmates work together to maintain the nest.
همسرخانههای ما با هم کار میکنند تا خانه را حفظ کنند.
i trust my nestmate with my life.
من زندگیام را به همسرخانهام اعتماد میکنم.
the young are protected by their nestmates.
جوانان توسط همسرخانههایشان حفاظت میشوند.
she found a loyal nestmate in her sister.
او در خواهرش یک همسرخانه وفادار پیدا کرد.
the nestmates cooperate to find food sources.
همسرخانهها با همکاری منابع غذایی را پیدا میکنند.
they greeted their new nestmate warmly.
آنها به همسرخانه جدیدشان با گرمی خوشآمد گفتند.
our nestmate system ensures survival of the colony.
سیستم همسرخانهای ما از بقا کلونی اطمینان حاصل میکند.
the nestmate relationship is based on mutual respect.
روابط همسرخانهای بر اساس احترام متقابل است.
nestmates
همخانوادههایش
her nestmate
همخانوادهاش
his nestmate
همخانوادهاش
my nestmate
همخانوادهام
our nestmate
همخانوادهی ما
their nestmate
همخانوادهی آنها
your nestmate
همخانوادهی شما
the nestmate
همخانواده
a nestmate
یک همخانواده
my nestmate helped me adapt to the new colony.
همسرخانهام به من کمک کرد تا به کلونی جدید سازگار شوم.
my nestmate and i share responsibilities for caring for the young.
همسرخانهام و من مسئولیتهای پرورش جوانان را با هم به اشتراک میگذاریم.
we consider each other nestmates for life.
ما از هم به عنوان همسرخانههایی برای زندگی با هم میگوییم.
the nestmate bond between them is unbreakable.
پیوند همسرخانهای بین آنها غیرقابل شکست است.
our nestmates work together to maintain the nest.
همسرخانههای ما با هم کار میکنند تا خانه را حفظ کنند.
i trust my nestmate with my life.
من زندگیام را به همسرخانهام اعتماد میکنم.
the young are protected by their nestmates.
جوانان توسط همسرخانههایشان حفاظت میشوند.
she found a loyal nestmate in her sister.
او در خواهرش یک همسرخانه وفادار پیدا کرد.
the nestmates cooperate to find food sources.
همسرخانهها با همکاری منابع غذایی را پیدا میکنند.
they greeted their new nestmate warmly.
آنها به همسرخانه جدیدشان با گرمی خوشآمد گفتند.
our nestmate system ensures survival of the colony.
سیستم همسرخانهای ما از بقا کلونی اطمینان حاصل میکند.
the nestmate relationship is based on mutual respect.
روابط همسرخانهای بر اساس احترام متقابل است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید