newley

[ایالات متحده]/njuːli/
[بریتانیا]/nuːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی؛ نام خانوادگی یک خانواده
شکل‌های واژه
جمعnewleys

عبارات و ترکیب‌ها

newley married

متاهل جدید

newley formed

جدید تشکیل شده

newley elected

جدید انتخاب شده

newley hired

جدید استخدام شده

newley opened

جدید باز شده

newley discovered

جدید کشف شده

newley built

جدید ساخته شده

newley appointed

جدید منصوب شده

newleyweds

متاهل جدید

newley renovated

جدید بازسازی شده

جملات نمونه

she is newly married and very happy.

او تازه ازدواج کرده و بسیار خوشحال است.

they are newly arrived tourists from overseas.

آنها مسافرانی هستند که تازه از خارج آمده اند.

the company is newly formed and looking for investors.

شرکت تازه تأسیس شده و در حال جستجوی سرمایه گذاران است.

he is a newly appointed director of the department.

او مدیر جدید این بخش است.

this is a newly released smartphone model.

این یک مدل جدید گوشی هوشمند است.

the restaurant is newly opened and already popular.

این رستوران تازه باز شده و قبلاً محبوب شده است.

they are newlyweds planning their honeymoon.

آنها جدیداً ازدواج کرده اند و در حال برنامه ریزی عسله گردی هستند.

it's a newly painted apartment with fresh colors.

این یک آپارتمانی است که تازه رنگ شده و با رنگ های تازه است.

she is newly hired as a marketing specialist.

او به عنوان متخصص بازاریابی جدید استخدام شده است.

the software is newly updated with new features.

نرم افزار با ویژگی های جدید به روز شده است.

he is a newly elected representative in parliament.

او نماینده جدیدی در پارلمان است.

this is newly discovered evidence in the case.

این شواهدی جدید است که در این پرونده کشف شده است.

the team is newly formed and eager to compete.

تیم تازه تشکیل شده و آماده رقابت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید