newscasts

[ایالات متحده]/ˈnjuːzkɑːst/
[بریتانیا]/ˈnuːzkæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پخش اخبار؛ برنامه خبری در تلویزیون یا رادیو

عبارات و ترکیب‌ها

evening newscast

خبرنگاری شب

local newscast

خبرنگاری محلی

daily newscast

خبرنگاری روزانه

live newscast

خبرنگاری زنده

morning newscast

خبرنگاری صبح

national newscast

خبرنگاری ملی

prime newscast

خبرنگاری اوج

breaking newscast

خبرنگاری فوری

special newscast

خبرنگاری ویژه

hourly newscast

خبرنگاری ساعتی

جملات نمونه

the newscast provided updates on the local elections.

خبرنامه به‌روزرسانی‌هایی در مورد انتخابات محلی ارائه داد.

she watched the newscast every evening.

او هر شب خبرنامه را تماشا می‌کرد.

the newscast included weather forecasts for the week.

خبرنامه پیش‌بینی‌های آب و هوای هفته را شامل می‌شد.

he is the anchor for the evening newscast.

او مجری خبرنامه شب است.

the newscast highlighted the major events of the day.

خبرنامه رویدادهای مهم روز را برجسته کرد.

during the newscast, they reported on the latest developments.

در طول خبرنامه، آن‌ها آخرین تحولات را گزارش کردند.

the newscast featured interviews with local leaders.

خبرنامه مصاحتی با رهبران محلی داشت.

many viewers rely on the newscast for accurate information.

بسیاری از بینندگان برای کسب اطلاعات دقیق به خبرنامه اعتماد دارند.

the newscast was interrupted by breaking news.

خبرنامه به دلیل اخبار فوری قطع شد.

she criticized the newscast for its biased reporting.

او به دلیل گزارش‌های جانبدارانه، خبرنامه را مورد انتقاد قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید