nibs

[ایالات متحده]/nɪbz/
[بریتانیا]/nɪbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رئیس; فرد مهم

عبارات و ترکیب‌ها

chocolate nibs

تکه‌های شکلات

cocoa nibs

تکه‌های کاکائو

nibs size

اندازه تکه‌ها

roasted nibs

تکه‌های برشته

nibs flavor

طعم تکه‌ها

nibs texture

بافت تکه‌ها

nibs chocolate

تکه‌های شکلاتی

nibs recipe

دستورالعمل تکه‌ها

nibs topping

تاپینگ تکه‌ها

nibs crunch

خش‌خش تکه‌ها

جملات نمونه

she prefers to write with fountain pens that have fine nibs.

او ترجیح می‌دهد با قلم‌نی‌های ظریف قلم‌نی استفاده کند.

the artist used various nibs to create different line widths.

هنرمند از انواع قلم‌نی‌ها برای ایجاد عرض خطوط مختلف استفاده کرد.

he bought a set of nibs for his calligraphy practice.

او مجموعه‌ای از قلم‌نی‌ها را برای تمرین خوشنویسی خود خرید.

different nibs can produce unique effects in drawing.

قلم‌نی‌های مختلف می‌توانند جلوه‌های منحصربه‌فردی در طراحی ایجاد کنند.

she experimented with different nib sizes for her sketches.

او با اندازه‌های مختلف قلم‌نی برای طرح‌های خود آزمایش کرد.

he cleaned the nibs of his pens regularly to maintain quality.

او به طور منظم قلم‌نی‌های قلم‌های خود را برای حفظ کیفیت تمیز می‌کرد.

choosing the right nib can enhance your writing experience.

انتخاب قلم‌نی مناسب می‌تواند تجربه نوشتن شما را بهبود بخشد.

the calligrapher demonstrated how to hold the nib correctly.

خوشنویس نحوه صحیح نگه داشتن قلم‌نی را نشان داد.

she prefers flexible nibs for a more dynamic writing style.

او ترجیح می‌دهد از قلم‌نی‌های انعطاف‌پذیر برای یک سبک نوشتاری پویاتر استفاده کند.

he replaced the old nibs with new ones for better performance.

او قلم‌نی‌های قدیمی را با قلم‌نی‌های جدید برای عملکرد بهتر جایگزین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید