nicker away
دور شدن
nicker at
نگاه کردن به
nicker off
خاموش کردن
nicker back
برگشتن
nicker up
بالا رفتن
nicker down
پایین آمدن
nicker out
بیرون رفتن
nicker in
وارد شدن
nicker along
همراه بودن
nicker around
چ دور و بر
the horse let out a soft nicker when it saw its owner.
اسب هنگام دیدن صاحبش، آهسته نال ملایمی کرد.
she could hear the nicker of the horses from the stable.
او میتوانست نال اسبها را از طویله بشنود.
as the rider approached, the horse nickered in anticipation.
همانطور که سوارکار نزدیک میشد، اسب با اشتیاق نال کرد.
the foal nickered softly, seeking its mother's attention.
پشت پا به آرامی نال کرد و به دنبال توجه مادرش بود.
he smiled at the nicker of the playful pony.
او با خوشحالی به نال پونی بازیگوش نگاه کرد.
the sound of a nicker can be quite soothing.
صدای نال میتواند بسیار آرامشبخش باشد.
after a long ride, the horse gave a tired nicker.
بعد از یک مسابقه طولانی، اسب با نال خسته صدا داد.
the trainer noted the horse's nicker as a sign of comfort.
مربی نال اسب را به عنوان نشانه ای از راحتی یادداشت کرد.
during the competition, the horses nickered nervously.
در طول مسابقه، اسبها با اضطراب نال کردند.
she loved to hear the nicker of horses in the morning.
او عاشق شنیدن نال اسبها در صبح بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید