nicker

[ایالات متحده]/ˈnɪkə/
[بریتانیا]/ˈnɪkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صدای نرم و نازک مانند اسب تولید کردن; به آرامی یا به صورت سرکوب شده خندیدن
n. صدای نرم و نازک تولید شده توسط اسب; یک خنده سرکوب شده

عبارات و ترکیب‌ها

nicker away

دور شدن

nicker at

نگاه کردن به

nicker off

خاموش کردن

nicker back

برگشتن

nicker up

بالا رفتن

nicker down

پایین آمدن

nicker out

بیرون رفتن

nicker in

وارد شدن

nicker along

همراه بودن

nicker around

چ دور و بر

جملات نمونه

the horse let out a soft nicker when it saw its owner.

اسب هنگام دیدن صاحبش، آهسته نال ملایمی کرد.

she could hear the nicker of the horses from the stable.

او می‌توانست نال اسب‌ها را از طویله بشنود.

as the rider approached, the horse nickered in anticipation.

همانطور که سوارکار نزدیک می‌شد، اسب با اشتیاق نال کرد.

the foal nickered softly, seeking its mother's attention.

پشت پا به آرامی نال کرد و به دنبال توجه مادرش بود.

he smiled at the nicker of the playful pony.

او با خوشحالی به نال پونی بازیگوش نگاه کرد.

the sound of a nicker can be quite soothing.

صدای نال می‌تواند بسیار آرامش‌بخش باشد.

after a long ride, the horse gave a tired nicker.

بعد از یک مسابقه طولانی، اسب با نال خسته صدا داد.

the trainer noted the horse's nicker as a sign of comfort.

مربی نال اسب را به عنوان نشانه ای از راحتی یادداشت کرد.

during the competition, the horses nickered nervously.

در طول مسابقه، اسب‌ها با اضطراب نال کردند.

she loved to hear the nicker of horses in the morning.

او عاشق شنیدن نال اسب‌ها در صبح بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید