snort in disgust
ناله با نارضایتی
the snort of a steam engine.
صدای بخار موتور
he gave a snort of disgust.
او با پوزخند نفرت انگیز واکنش نشان داد.
a snorter of a sermon;
یک سخنرانی بسیار خوب;
He gave a snort of derision.
او با تمسخر پوزخند زد.
she snorted with laughter.
او از خنده پوزخند زد.
He snorted with exasperation.
او با ناامیدی پوزخند زد.
the pony snorted, misliking the smell of blood.
اسب با ناراحتی بینی کشید و بوی خون را دوست نداشت.
a snorter of a sermon; the storm wasn't long but it was a snorter.
یک سخنرانی بسیار خوب؛ طوفان طولانی نبود اما بسیار خوب بود.
He snorted his disapproval.
او با پوزخند مخالفت خود نشان داد.
the horses clonked and snorted softly.
اسبها به آرامی صدا کردند و پوزخند زدند.
The horse snorted and stamped its hoof impatiently.
اسب با ناراحتی پوزخند زد و سم خود را کوبید.
He snorted indignantly and walked away.
او با عصبانیت پوزخند زد و دور شد.
snort in disgust
ناله با نارضایتی
the snort of a steam engine.
صدای بخار موتور
he gave a snort of disgust.
او با پوزخند نفرت انگیز واکنش نشان داد.
a snorter of a sermon;
یک سخنرانی بسیار خوب;
He gave a snort of derision.
او با تمسخر پوزخند زد.
she snorted with laughter.
او از خنده پوزخند زد.
He snorted with exasperation.
او با ناامیدی پوزخند زد.
the pony snorted, misliking the smell of blood.
اسب با ناراحتی بینی کشید و بوی خون را دوست نداشت.
a snorter of a sermon; the storm wasn't long but it was a snorter.
یک سخنرانی بسیار خوب؛ طوفان طولانی نبود اما بسیار خوب بود.
He snorted his disapproval.
او با پوزخند مخالفت خود نشان داد.
the horses clonked and snorted softly.
اسبها به آرامی صدا کردند و پوزخند زدند.
The horse snorted and stamped its hoof impatiently.
اسب با ناراحتی پوزخند زد و سم خود را کوبید.
He snorted indignantly and walked away.
او با عصبانیت پوزخند زد و دور شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید