nictation

[ایالات متحده]/nɪkˈteɪʃən/
[بریتانیا]/nɪkˈteɪʃən/

ترجمه

n. عمل پلک زدن یا بستن سریع چشم‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nictation response

پاسخ پلک زدن

nictation reflex

رفلکس پلک زدن

nictation rate

نرخ پلک زدن

nictation frequency

تعداد پلک زدن

nictation behavior

رفتار پلک زدن

nictation control

کنترل پلک زدن

nictation mechanism

مکانیسم پلک زدن

nictation pattern

الگوی پلک زدن

nictation observation

مشاهده پلک زدن

nictation study

مطالعه پلک زدن

جملات نمونه

his nictation was a clear sign of his sleepiness.

رفتن پلک او نشانه‌ای واضح از خواب‌آلودگی او بود.

nictation can sometimes indicate a medical condition.

گاهی اوقات پلک زدن می‌تواند نشانه‌ای از یک وضعیت پزشکی باشد.

she noticed his nictation while he was trying to stay awake.

او در حالی که سعی می‌کردید بیدار بمانید، پلک زدن او را متوجه شد.

nictation is often involuntary and can occur during fatigue.

پلک زدن اغلب غیرارادی است و می‌تواند در هنگام خستگی رخ دهد.

the doctor explained that frequent nictation could be a symptom of stress.

پزشک توضیح داد که پلک زدن مکرر می‌تواند علامتی از استرس باشد.

his nictation became more pronounced when he was nervous.

وقتی عصبی بود، پلک زدن او بیشتر آشکار شد.

she tried to hide her nictation during the interview.

او سعی کرد در طول مصاحبه پلک زدن خود را پنهان کند.

nictation can be a natural response to bright lights.

پلک زدن می‌تواند یک پاسخ طبیعی به نورهای شدید باشد.

he found that his nictation increased when he was reading.

او متوجه شد که وقتی در حال مطالعه است، پلک زدن او بیشتر می‌شود.

understanding nictation can help in recognizing emotional states.

درک پلک زدن می‌تواند به شناسایی حالات عاطفی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید