nidation

[ایالات متحده]/nɪˈdeɪʃən/
[بریتانیا]/nɪˈdeɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند کاشت یک تخمک بارور شده در پوشش رحمی
Word Forms
جمعnidations

عبارات و ترکیب‌ها

successful nidation

جفت‌گیری موفق

nidation process

فرآیند جفت‌گیری

nidation failure

شکست جفت‌گیری

early nidation

جفت‌گیری زودرس

nidation stage

مرحله جفت‌گیری

nidation time

زمان جفت‌گیری

nidation site

محل جفت‌گیری

nidation enhancement

بهبود جفت‌گیری

nidation signaling

سیگنالینگ جفت‌گیری

nidation factors

عوامل جفت‌گیری

جملات نمونه

nidation occurs shortly after fertilization.

جفت‌شدگی اندوسوم به زودی پس از باروری رخ می‌دهد.

the process of nidation is crucial for pregnancy.

فرآیند اندوسوم برای بارداری بسیار مهم است.

doctors study nidation to understand fertility issues.

پزشکان اندوسوم را برای درک مشکلات باروری مطالعه می‌کنند.

nidation can be affected by various factors.

اندوسوم می‌تواند تحت تأثیر عوامل مختلف قرار گیرد.

successful nidation leads to embryo development.

اندوسوم موفقیت‌آمیز منجر به رشد جنین می‌شود.

hormones play a significant role in nidation.

هورمون‌ها نقش مهمی در اندوسوم ایفا می‌کنند.

research on nidation helps improve ivf techniques.

تحقیقات در مورد اندوسوم به بهبود تکنیک‌های IVF کمک می‌کند.

understanding nidation can enhance reproductive health.

درک اندوسوم می‌تواند سلامت باروری را افزایش دهد.

nidation failure can lead to infertility.

شکست اندوسوم می‌تواند منجر به ناباروری شود.

scientists are exploring the mechanisms of nidation.

دانشمندان سازوکارهای اندوسوم را بررسی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید