nightstands

[ایالات متحده]/ˈnaɪtˌstændz/
[بریتانیا]/ˈnaɪtˌstændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میز کوچک یا کمد کنار تخت; میز شب

عبارات و ترکیب‌ها

bedside nightstands

میزهای کنار تخت

modern nightstands

میزهای کنار تخت مدرن

wooden nightstands

میزهای کنار تخت چوبی

nightstands set

ست میزهای کنار تخت

nightstands styles

سبک‌های میزهای کنار تخت

nightstands designs

طراحی‌های میزهای کنار تخت

white nightstands

میزهای کنار تخت سفید

nightstands collection

کلکسیون میزهای کنار تخت

nightstands ideas

ایده‌های میزهای کنار تخت

nightstands decor

دکور میزهای کنار تخت

جملات نمونه

she placed a lamp on the nightstands.

او یک چراغ روی میزهای کنار تخت گذاشت.

he always keeps a book on his nightstands.

او همیشه کتابی روی میزهای کنار تخت خود دارد.

they bought matching nightstands for their bedroom.

آنها میزهای کنار تخت متناسب با اتاق خواب خود خریدند.

nightstands can provide extra storage space.

میزهای کنار تخت می‌توانند فضای ذخیره‌سازی اضافی فراهم کنند.

she decorated the nightstands with flowers.

او میزهای کنار تخت را با گل تزئین کرد.

he reached for his glasses on the nightstands.

او به عینک خود روی میزهای کنار تخت رسید.

they chose wooden nightstands for a rustic look.

آنها برای داشتن ظاهری روستیک، میزهای کنار تخت چوبی انتخاب کردند.

nightstands are essential in a well-designed bedroom.

میزهای کنار تخت در یک اتاق خواب طراحی شده به خوبی ضروری هستند.

she organized her jewelry on the nightstands.

او جواهرات خود را روی میزهای کنار تخت مرتب کرد.

he likes to keep a glass of water on his nightstands.

او دوست دارد یک لیوان آب روی میزهای کنار تخت خود داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید