nihility

[ایالات متحده]/nɪˈhɪləti/
[بریتانیا]/nɪˈhɪləti/

ترجمه

n. حالت عدم وجود؛ عدم وجود؛ چیزی که بی‌ارزش یا بدون ارزش است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nihility of existence

نیستی وجود

embracing nihility

پذیرش نیستی

nihility in life

نیستی در زندگی

fear of nihility

ترس از نیستی

nihility and meaning

نیستی و معنا

nihility of thought

نیستی اندیشه

nihility of self

نیستی خود

nihility in art

نیستی در هنر

nihility as freedom

نیستی به عنوان آزادی

nihility and truth

نیستی و حقیقت

جملات نمونه

the concept of nihility is often explored in philosophy.

مفهوم پوچی بودن اغلب در فلسفه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

in moments of despair, one may feel a sense of nihility.

در لحظات ناامیدی، ممکن است فرد احساس پوچی کند.

artists sometimes express nihility through their work.

هنرمندان گاهی اوقات پوچی را از طریق آثار خود بیان می‌کنند.

he contemplated the nihility of existence.

او در مورد پوچی وجود فکر کرد.

nihility can lead to profound insights about life.

پوچی می‌تواند منجر به بینش‌های عمیقی در مورد زندگی شود.

some cultures embrace the idea of nihility as a form of liberation.

برخی از فرهنگ‌ها، ایده پوچی را به عنوان نوعی رهایی می‌پذیرند.

nihility is a recurring theme in existential literature.

پوچی یک مضمون تکراری در ادبیات اگزیستانسیال است.

she felt a deep sense of nihility after the loss.

او پس از دست دادن، احساس پوچی عمیقی کرد.

the philosophy of nihility challenges conventional beliefs.

فلسفه پوچی باورهای سنتی را به چالش می‌کشد.

understanding nihility can be a transformative experience.

درک پوچی می‌تواند یک تجربه متحول کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید