nimieties

[ایالات متحده]/nɪˈmaɪ.ə.ti/
[بریتانیا]/nɪˈmaɪ.ə.ti/

ترجمه

n. مازاد; فراوانی بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

nimiety of choices

تعداد زیاد انتخاب‌ها

nimiety of words

تعداد زیاد کلمات

nimiety of options

تعداد زیاد گزینه‌ها

nimiety of details

تعداد زیاد جزئیات

nimiety of data

تعداد زیاد داده‌ها

nimiety of information

تعداد زیاد اطلاعات

nimiety of features

تعداد زیاد ویژگی‌ها

nimiety of tasks

تعداد زیاد وظایف

nimiety of resources

تعداد زیاد منابع

جملات نمونه

his nimiety of words made the speech confusing.

تعداد زیاد کلمات باعث گیج‌کننده شدن سخنرانی او شد.

there was a nimiety of choices at the buffet.

در بوفه، انتخاب‌های زیادی وجود داشت.

she expressed her nimiety of emotions during the movie.

او احساسات زیادی خود را در طول فیلم بیان کرد.

the nimiety of information online can be overwhelming.

تعداد زیاد اطلاعات آنلاین می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

his nimiety of opinions often led to arguments.

او اغلب به دلیل نظرات زیادش به بحث و جدل می‌پرداخت.

we should avoid the nimiety of details in our report.

ما باید از جزئیات زیاد در گزارش خود اجتناب کنیم.

the nimiety of decorations made the room feel cluttered.

تعداد زیاد تزئینات باعث شد اتاق شلوغ به نظر برسد.

her nimiety of jewelry was impressive but excessive.

تعداد زیاد جواهرات او چشمگیر اما زیاد بود.

there was a nimiety of laughter at the party.

در مهمانی خنده زیادی وجود داشت.

the nimiety of rules in the game confused the players.

تعداد زیاد قوانین در بازی بازیکنان را گیج کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید