nipper

[ایالات متحده]/'nɪpə/
[بریتانیا]/'nɪpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کودک جوان، به ویژه یک پسر

عبارات و ترکیب‌ها

little nipper

کودک کوچک

cheeky nipper

بچه‌ی بی‌ادب

young nipper

نیپِر جوان

mischievous nipper

نیپِر شیطان

جملات نمونه

The nipper was playing with his toys in the living room.

کودک در حال بازی با اسباب‌بازی‌هایش در اتاق نشیمن بود.

She held the squirming nipper tightly in her arms.

او کودک را که در حال دست و پا زدن بود محکم در آغوش گرفت.

The young nipper was giggling as he ran around the park.

کودک جوان در حالی که در پارک می‌دوید، می‌خندید.

The nipper's parents were watching him closely at the playground.

والدین کودک با دقت او را در زمین بازی زیر نظر داشتند.

The little nipper was fast asleep in his crib.

کودک کوچک به سرعت در تخت‌خوابش به خواب رفت.

The nipper's face lit up with joy when he saw his favorite toy.

وقتی اسباب‌بازی مورد علاقه خود را دید، صورت کودک از شادی درخشید.

The mischievous nipper managed to sneak past his babysitter.

کودک شیطان موفق شد از کنار پرستار بچه خود عبور کند.

The nipper's laughter filled the room as he played with his friends.

خنده‌های کودک اتاق را پر کرد در حالی که با دوستانش بازی می‌کرد.

The little nipper was exploring the garden with curiosity.

کودک کوچک با کنجکاوی باغ را کاوش می‌کرد.

The nipper's parents were proud of his achievements at school.

والدین کودک از دستاوردهای او در مدرسه مفتخر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید