nitpicked details
جزئیات ریزبینانه
nitpicked comments
نظرات ریزبینانه
nitpicked issues
مشکلات ریزبینانه
nitpicked arguments
استدلالهای ریزبینانه
nitpicked points
نکات ریزبینانه
nitpicked mistakes
اشتباهات ریزبینانه
nitpicked flaws
نقصهای ریزبینانه
nitpicked aspects
جنبههای ریزبینانه
nitpicked work
کار ریزبینانه
nitpicked performance
عملکرد ریزبینانه
she nitpicked every detail of the report.
او به هر جزئی از گزارش ایراد میگرفت.
he always nitpicked my cooking.
او همیشه به طرز پخت من ایراد میگرفت.
the editor nitpicked the manuscript before publishing.
ویراستار قبل از انتشار، دستنویس را به دقت بررسی میکرد و ایراداتی را مطرح مینمود.
they nitpicked each other's presentations.
آنها به ارائه یکدیگر ایراد میگرفتند.
my teacher nitpicked my essay for grammar mistakes.
معلم من مقاله من را به دلیل اشتباهات گرامری بررسی میکرد و ایراداتی را مطرح مینمود.
she nitpicked the outfit i chose for the party.
او به لباسهایی که من برای مهمانی انتخاب کرده بودم ایراد میگرفت.
he nitpicked the project proposal, looking for flaws.
او پیشنهاد پروژه را بررسی کرد و به دنبال نقص بود.
the manager nitpicked the team's performance during the meeting.
مدیر عملکرد تیم را در طول جلسه بررسی میکرد و ایراداتی را مطرح مینمود.
she nitpicked the decorations for the wedding.
او به تزیینات عروسی ایراد میگرفت.
he nitpicked the details of the contract.
او جزئیات قرارداد را بررسی میکرد و ایراداتی را مطرح مینمود.
nitpicked details
جزئیات ریزبینانه
nitpicked comments
نظرات ریزبینانه
nitpicked issues
مشکلات ریزبینانه
nitpicked arguments
استدلالهای ریزبینانه
nitpicked points
نکات ریزبینانه
nitpicked mistakes
اشتباهات ریزبینانه
nitpicked flaws
نقصهای ریزبینانه
nitpicked aspects
جنبههای ریزبینانه
nitpicked work
کار ریزبینانه
nitpicked performance
عملکرد ریزبینانه
she nitpicked every detail of the report.
او به هر جزئی از گزارش ایراد میگرفت.
he always nitpicked my cooking.
او همیشه به طرز پخت من ایراد میگرفت.
the editor nitpicked the manuscript before publishing.
ویراستار قبل از انتشار، دستنویس را به دقت بررسی میکرد و ایراداتی را مطرح مینمود.
they nitpicked each other's presentations.
آنها به ارائه یکدیگر ایراد میگرفتند.
my teacher nitpicked my essay for grammar mistakes.
معلم من مقاله من را به دلیل اشتباهات گرامری بررسی میکرد و ایراداتی را مطرح مینمود.
she nitpicked the outfit i chose for the party.
او به لباسهایی که من برای مهمانی انتخاب کرده بودم ایراد میگرفت.
he nitpicked the project proposal, looking for flaws.
او پیشنهاد پروژه را بررسی کرد و به دنبال نقص بود.
the manager nitpicked the team's performance during the meeting.
مدیر عملکرد تیم را در طول جلسه بررسی میکرد و ایراداتی را مطرح مینمود.
she nitpicked the decorations for the wedding.
او به تزیینات عروسی ایراد میگرفت.
he nitpicked the details of the contract.
او جزئیات قرارداد را بررسی میکرد و ایراداتی را مطرح مینمود.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now