nitwit

[ایالات متحده]/ˈnɪt.wɪt/
[بریتانیا]/ˈnɪt.wɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد احمق یا احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

nitwit idea

ایده‌ی احمقانه

nitwit remark

اظهار نظر احمقانه

nitwit move

حرکت احمقانه

nitwit behavior

رفتار احمقانه

nitwit comment

نظری احمقانه

nitwit decision

تصمیم احمقانه

nitwit mistake

اشتباه احمقانه

nitwit strategy

استراتژی احمقانه

nitwit plan

برنامه احمقانه

nitwit act

عمل احمقانه

جملات نمونه

don't be such a nitwit; think before you act.

اینقدر احمق نباشید؛ قبل از اقدام فکر کنید.

he called me a nitwit for forgetting his birthday.

او به من گفت که احمقانه است که تولدش را فراموش کردم.

sometimes i feel like a nitwit for making the same mistake.

گاهی اوقات احساس می‌کنم احمقانه است که همان اشتباه را تکرار می‌کنم.

she laughed at him, saying he was a nitwit for not studying.

او به او خندید و گفت که احمقانه است که درس نمی‌خواند.

it's a nitwit move to ignore the advice of experts.

نادیده گرفتن توصیه های متخصصان یک حرکت احمقانه است.

he may be a nitwit, but he's got a good heart.

شاید او احمق باشد، اما قلبی خوب دارد.

don't be a nitwit; just follow the instructions carefully.

احمق نباشید؛ فقط دستورالعمل ها را با دقت دنبال کنید.

she felt like a nitwit for not understanding the joke.

او احساس کرد که احمقانه است که شوخی را متوجه نشد.

calling him a nitwit was uncalled for; he was just confused.

خواندن او به عنوان یک احمق بی مورد بود؛ او فقط گیج بود.

he realized he had been a nitwit for not taking the opportunity.

او متوجه شد که احمقانه بوده است که از این فرصت استفاده نکرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید