nobbled deal
معامله دستکاریشده
nobbled player
بازیکن دستکاریشده
nobbled plan
برنامه دستکاریشده
nobbled game
بازی دستکاریشده
nobbled competition
رقابت دستکاریشده
nobbled system
سیستم دستکاریشده
nobbled strategy
استراتژی دستکاریشده
nobbled outcome
نتیجه دستکاریشده
nobbled event
رویداد دستکاریشده
nobbled match
مسابقه دستکاریشده
the horse was nobbled before the race.
اسب قبل از مسابقه دستکاری شده بود.
he suspected that someone had nobbled his chances of winning.
او مشکوک بود که کسی شانس او را برای برنده شدن دستکاری کرده است.
the team was nobbled by unexpected injuries.
تیم به دلیل آسیبدیدگیهای غیرمنتظره دستکاری شد.
they believed the competition was nobbled by unfair tactics.
آنها معتقد بودند که رقابت به دلیل تاکتیکهای غیرمنصفانه دستکاری شده است.
her project was nobbled by a lack of resources.
پروژه او به دلیل کمبود منابع دستکاری شد.
the investigation revealed that the results had been nobbled.
تحقیقات نشان داد که نتایج دستکاری شدهاند.
he felt that his promotion was nobbled by office politics.
او احساس کرد که ارتقای او به دلیل سیاستهای دفتر دستکاری شده است.
the athlete was nobbled by a sudden illness.
ورزشکار به دلیل یک بیماری ناگهانی دستکاری شد.
many believed the election was nobbled by corruption.
بسیاری معتقد بودند که انتخابات به دلیل فساد دستکاری شده است.
the deal was nobbled at the last minute.
معامله در آخرین لحظه دستکاری شد.
nobbled deal
معامله دستکاریشده
nobbled player
بازیکن دستکاریشده
nobbled plan
برنامه دستکاریشده
nobbled game
بازی دستکاریشده
nobbled competition
رقابت دستکاریشده
nobbled system
سیستم دستکاریشده
nobbled strategy
استراتژی دستکاریشده
nobbled outcome
نتیجه دستکاریشده
nobbled event
رویداد دستکاریشده
nobbled match
مسابقه دستکاریشده
the horse was nobbled before the race.
اسب قبل از مسابقه دستکاری شده بود.
he suspected that someone had nobbled his chances of winning.
او مشکوک بود که کسی شانس او را برای برنده شدن دستکاری کرده است.
the team was nobbled by unexpected injuries.
تیم به دلیل آسیبدیدگیهای غیرمنتظره دستکاری شد.
they believed the competition was nobbled by unfair tactics.
آنها معتقد بودند که رقابت به دلیل تاکتیکهای غیرمنصفانه دستکاری شده است.
her project was nobbled by a lack of resources.
پروژه او به دلیل کمبود منابع دستکاری شد.
the investigation revealed that the results had been nobbled.
تحقیقات نشان داد که نتایج دستکاری شدهاند.
he felt that his promotion was nobbled by office politics.
او احساس کرد که ارتقای او به دلیل سیاستهای دفتر دستکاری شده است.
the athlete was nobbled by a sudden illness.
ورزشکار به دلیل یک بیماری ناگهانی دستکاری شد.
many believed the election was nobbled by corruption.
بسیاری معتقد بودند که انتخابات به دلیل فساد دستکاری شده است.
the deal was nobbled at the last minute.
معامله در آخرین لحظه دستکاری شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید