non-beekeeping

[ایالات متحده]/[nɒn ˈbiː.kiː.pɪŋ]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈbiː.kiː.pɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عملیات مدیریت زمین یا منابع بدون نگهداری م峰، معمولاً برای بهره‌برداری از دیگر حیوانات یا سیستم‌های اکولوژیکی؛ یک استراتژی مدیریت زمین که از روش‌های نگهداری م峰 پرهیز می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

non-beekeeping areas

منطقه غیر مربی‌کاری

avoid non-beekeeping

از مربی‌کاری غیر اجتناب کنید

non-beekeeping zones

منطقه‌های غیر مربی‌کاری

doing non-beekeeping

انجام مربی‌کاری غیر

non-beekeeping land

زمین غیر مربی‌کاری

after non-beekeeping

پس از مربی‌کاری غیر

without non-beekeeping

بدون مربی‌کاری غیر

near non-beekeeping

نزدیک مربی‌کاری غیر

for non-beekeeping

برای مربی‌کاری غیر

impacts non-beekeeping

تأثیر مربی‌کاری غیر

جملات نمونه

many gardeners are involved in non-beekeeping activities to support pollinators.

بسیاری از باغبانان در فعالیت‌های غیر مربی‌گری می‌پردازند تا پرکننده‌ها را حمایت کنند.

the research focused on non-beekeeping habitats for solitary bees.

این تحقیق روی محیط‌های غیر مربی‌گری برای زنبورهای تنه‌ای متمرکز بود.

we conducted a survey of non-beekeeping landowners in the region.

ما در منطقه‌ای نظرسنجی‌ای از مالکان زمین‌های غیر مربی‌گری انجام دادیم.

non-beekeeping conservation efforts are crucial for overall biodiversity.

تلاش‌های حفاظتی غیر مربی‌گری برای تنوع زیستی کلی ضروری است.

the project aims to promote non-beekeeping pollinator gardens in urban areas.

این پروژه به اهداف ترویج باغ‌های پرکننده غیر مربی‌گری در مناطق شهری می‌پردازد.

citizen science initiatives often involve non-beekeeping pollinator monitoring.

مبادرات علوم شهروندی اغلب شامل نظارت بر پرکننده‌ها در فعالیت‌های غیر مربی‌گری می‌شود.

creating non-beekeeping nesting sites can benefit wild bee populations.

ایجاد مکان‌های تکثیر غیر مربی‌گری می‌تواند جمعیت زنبورهای وحشی را بهبود بخشد.

the study examined the impact of non-beekeeping land management practices.

این مطالعه تأثیر روش‌های مدیریت زمین‌های غیر مربی‌گری را بررسی کرد.

we observed a diverse range of pollinators in non-beekeeping areas.

ما یک محدوده متنوعی از پرکننده‌ها در مناطق غیر مربی‌گری مشاهده کردیم.

supporting non-beekeeping habitats is a key component of our strategy.

حمایت از محیط‌های غیر مربی‌گری یکی از اجزای کلیدی استراتژی ما است.

the report details successful non-beekeeping approaches to pollinator support.

این گزارش رویکردهای موفق غیر مربی‌گری برای حمایت از پرکننده‌ها را جزئیات می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید