nonappearance

[ایالات متحده]/ˌnɒnəˈpɪərəns/
[بریتانیا]/ˌnɑːnəˈpɪrənss/

ترجمه

n. عدم حضور در دادگاه؛ غیبت از حضور الزامی؛ عدم حضور در جلسه دادگاه

عبارات و ترکیب‌ها

nonappearance notice

اطلاع عدم حضور

nonappearance fee

هزینه عدم حضور

nonappearance policy

سیاست عدم حضور

nonappearance clause

ماده عدم حضور

nonappearance issue

مشکل عدم حضور

nonappearance report

گزارش عدم حضور

nonappearance event

رویداد عدم حضور

nonappearance warning

هشدار عدم حضور

nonappearance appeal

شکایت عدم حضور

nonappearance record

ثبت‌نام عدم حضور

جملات نمونه

the nonappearance of the suspect raised many questions.

عدم حضور مظنون سوالات زیادی را ایجاد کرد.

her nonappearance at the meeting was unexpected.

غایب بودن او در جلسه غیرمنتظره بود.

the nonappearance of the stars was due to the cloudy weather.

عدم حضور ستارگان به دلیل آب و هوای ابری بود.

his nonappearance at the event disappointed many fans.

عدم حضور او در رویداد باعث ناامیدی بسیاری از طرفداران شد.

the nonappearance of the package caused concern.

عدم دریافت بسته باعث نگرانی شد.

due to her nonappearance, the project was delayed.

به دلیل غیبت او، پروژه به تعویق افتاد.

the nonappearance of key witnesses hindered the trial.

عدم حضور شاهدان کلیدی مانع از پیشرفت دادگاه شد.

his nonappearance at the graduation ceremony was noted.

عدم حضور او در مراسم فارغ التحصیلی مورد توجه قرار گرفت.

the nonappearance of the sun was unusual for this time of year.

عدم حضور خورشید برای این زمان سال غیرمعمول بود.

the nonappearance of the report was a major setback.

عدم دریافت گزارش یک عقب‌ماندگی بزرگ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید