noncom

[ایالات متحده]/ˈnɒn.kɒm/
[بریتانیا]/ˈnɑːn.kɑːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درجه نظامی استخدام شده که منصوب نشده است
Word Forms
جمعnoncoms

عبارات و ترکیب‌ها

noncompliant behavior

رفتار غیرمجاز

noncompliance issues

مشکلات عدم رعایت

noncom form

فرم غیرفرمانده

noncom report

گزارش غیرفرمانده

noncom status

وضعیت غیرفرمانده

noncom policy

سیاست غیرفرمانده

noncom action

اقدام غیرفرمانده

noncom entity

نهاد غیرفرمانده

noncom guidelines

دستورالعمل‌های غیرفرمانده

noncom agreement

توافق‌نامه غیرفرمانده

جملات نمونه

the noncom status of the soldier was reviewed.

وضعیت غیر درجه دار سرباز مورد بررسی قرار گرفت.

he received a noncom discharge from the military.

او با درجه غیر درجه دار از ارتش ترخیص شد.

noncom policies need to be strictly enforced.

سیاست‌های غیر درجه دار باید به شدت اجرا شوند.

the noncom report highlighted several issues.

گزارش غیر درجه دار چندین مشکل را برجسته کرد.

she was classified as a noncom for her actions.

او به دلیل اقداماتش به عنوان غیر درجه دار طبقه بندی شد.

training programs address noncom behavior.

برنامه‌های آموزشی به رفتار غیر درجه دار می‌پردازند.

the noncom group met to discuss improvements.

گروه غیر درجه دار برای بحث در مورد بهبودها ملاقات کرد.

noncom violations can lead to serious consequences.

نقض قوانین غیر درجه دار می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

he was reprimanded for his noncom conduct.

او به دلیل رفتار غیر درجه دارش توبیخ شد.

the noncom guidelines were updated last month.

دستورالعمل‌های غیر درجه دار ماه گذشته به‌روزرسانی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید