| جمع | noncoms |
noncompliant behavior
رفتار غیرمجاز
noncompliance issues
مشکلات عدم رعایت
noncom form
فرم غیرفرمانده
noncom report
گزارش غیرفرمانده
noncom status
وضعیت غیرفرمانده
noncom policy
سیاست غیرفرمانده
noncom action
اقدام غیرفرمانده
noncom entity
نهاد غیرفرمانده
noncom guidelines
دستورالعملهای غیرفرمانده
noncom agreement
توافقنامه غیرفرمانده
the noncom status of the soldier was reviewed.
وضعیت غیر درجه دار سرباز مورد بررسی قرار گرفت.
he received a noncom discharge from the military.
او با درجه غیر درجه دار از ارتش ترخیص شد.
noncom policies need to be strictly enforced.
سیاستهای غیر درجه دار باید به شدت اجرا شوند.
the noncom report highlighted several issues.
گزارش غیر درجه دار چندین مشکل را برجسته کرد.
she was classified as a noncom for her actions.
او به دلیل اقداماتش به عنوان غیر درجه دار طبقه بندی شد.
training programs address noncom behavior.
برنامههای آموزشی به رفتار غیر درجه دار میپردازند.
the noncom group met to discuss improvements.
گروه غیر درجه دار برای بحث در مورد بهبودها ملاقات کرد.
noncom violations can lead to serious consequences.
نقض قوانین غیر درجه دار میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he was reprimanded for his noncom conduct.
او به دلیل رفتار غیر درجه دارش توبیخ شد.
the noncom guidelines were updated last month.
دستورالعملهای غیر درجه دار ماه گذشته بهروزرسانی شدند.
noncompliant behavior
رفتار غیرمجاز
noncompliance issues
مشکلات عدم رعایت
noncom form
فرم غیرفرمانده
noncom report
گزارش غیرفرمانده
noncom status
وضعیت غیرفرمانده
noncom policy
سیاست غیرفرمانده
noncom action
اقدام غیرفرمانده
noncom entity
نهاد غیرفرمانده
noncom guidelines
دستورالعملهای غیرفرمانده
noncom agreement
توافقنامه غیرفرمانده
the noncom status of the soldier was reviewed.
وضعیت غیر درجه دار سرباز مورد بررسی قرار گرفت.
he received a noncom discharge from the military.
او با درجه غیر درجه دار از ارتش ترخیص شد.
noncom policies need to be strictly enforced.
سیاستهای غیر درجه دار باید به شدت اجرا شوند.
the noncom report highlighted several issues.
گزارش غیر درجه دار چندین مشکل را برجسته کرد.
she was classified as a noncom for her actions.
او به دلیل اقداماتش به عنوان غیر درجه دار طبقه بندی شد.
training programs address noncom behavior.
برنامههای آموزشی به رفتار غیر درجه دار میپردازند.
the noncom group met to discuss improvements.
گروه غیر درجه دار برای بحث در مورد بهبودها ملاقات کرد.
noncom violations can lead to serious consequences.
نقض قوانین غیر درجه دار میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he was reprimanded for his noncom conduct.
او به دلیل رفتار غیر درجه دارش توبیخ شد.
the noncom guidelines were updated last month.
دستورالعملهای غیر درجه دار ماه گذشته بهروزرسانی شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید