nonimmune

[ایالات متحده]/ˌnɒn.ɪˈmjuːn/
[بریتانیا]/ˌnɑːn.ɪˈmjun/

ترجمه

adj. بدون ایمنی

عبارات و ترکیب‌ها

nonimmune response

پاسخ غیرایمنی

nonimmune cells

سلول‌های غیرایمنی

nonimmune individuals

افراد غیرایمنی

nonimmune system

سیستم غیرایمنی

nonimmune factors

عوامل غیرایمنی

nonimmune mechanisms

مکانیسم‌های غیرایمنی

nonimmune protection

محافظت غیرایمنی

nonimmune activation

فعال‌سازی غیرایمنی

nonimmune pathway

مسیر غیرایمنی

جملات نمونه

the nonimmune population is at higher risk for the disease.

جمعیت غیرمصون در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به این بیماری قرار دارد.

vaccination can help protect nonimmune individuals.

واکسیناسیون می‌تواند به محافظت از افراد غیرمصون کمک کند.

nonimmune patients may experience severe symptoms.

بیماران غیرمصون ممکن است علائم شدید را تجربه کنند.

research is focused on understanding nonimmune responses.

تحقیقات بر درک پاسخ های غیرمصون متمرکز است.

nonimmune children are particularly vulnerable to infections.

کودکان غیرمصون به طور خاص در برابر عفونت ها آسیب پذیر هستند.

public health measures aim to protect nonimmune groups.

اقدامات بهداشت عمومی برای محافظت از گروه های غیرمصون است.

nonimmune individuals should avoid crowded places during outbreaks.

افراد غیرمصون باید در هنگام شیوع بیماری از مکان های شلوغ اجتناب کنند.

education about vaccines is crucial for nonimmune adults.

آموزش در مورد واکسن ها برای بزرگسالان غیرمصون بسیار مهم است.

nonimmune status can be determined through blood tests.

وضعیت غیرمصون را می توان از طریق آزمایش خون تعیین کرد.

healthcare providers should prioritize nonimmune patients.

ارائه دهندگان خدمات بهداشتی باید بیماران غیرمصون را در اولویت قرار دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید