nonindictable

[ایالات متحده]/[nɒnɪnˈdaɪtəbl]/
[بریتانیا]/[nɒnɪnˈdaɪtəbl]/

ترجمه

adj.غیرقابل استناد؛ غیرقابل تعقیب؛ مربوط به جرمی که نمی‌توان آن را به طور رسمی متهم کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

nonindictable offense

غیرقابل تعقیب

being nonindictable

غیرقابل تعقیب بودن

deemed nonindictable

به عنوان غیرقابل تعقیب تلقی شده

nonindictable status

وضعیت غیرقابل تعقیب

was nonindictable

غیرقابل تعقیب بود

find nonindictable

غیرقابل تعقیب تشخیص دهد

nonindictable charges

اتهامات غیرقابل تعقیب

considered nonindictable

به عنوان غیرقابل تعقیب در نظر گرفته شده

nonindictable case

موارد غیرقابل تعقیب

highly nonindictable

بسیار غیرقابل تعقیب

جملات نمونه

the suspect faced minor charges but the conduct remained nonindictable.

متهم با اتهامات جزئی روبرو شد، اما رفتار غیرقابل پیگرد قانونی بود.

despite the investigation, the case was deemed nonindictable by the prosecutor.

با وجود تحقیقات، این پرونده توسط دادستان به عنوان غیرقابل پیگرد قانونی تشخیص داده شد.

the police report detailed the incident, but it was ultimately nonindictable.

گزارش پلیس حادثه را شرح داد، اما در نهایت غیرقابل پیگرد قانونی بود.

the grand jury declined to indict, finding the evidence nonindictable in nature.

هیئت منصفه عالی‌رتبه از صدور کیفرخواست خودداری کرد و شواهد را از نظر ماهیت غیرقابل پیگرد قانونی تشخیص داد.

the lawyer argued the actions were nonindictable and lacked criminal intent.

وکیل استدلال کرد که اقدامات غیرقابل پیگرد قانونی بوده و فاقد قصد مجرمانه بوده است.

the judge dismissed the case as nonindictable due to insufficient evidence.

قاضی به دلیل عدم وجود شواهد کافی، پرونده را غیرقابل پیگرد قانونی رد کرد.

the investigation revealed a series of events, all ultimately nonindictable.

تحقیقات مجموعه‌ای از رویدادها را نشان داد که همگی در نهایت غیرقابل پیگرد قانونی بودند.

the district attorney determined the offense was legally nonindictable.

دادستان ناحیه تصمیم گرفت که این تخلف از نظر قانونی غیرقابل پیگرد قانونی است.

the evidence presented was insufficient to support an indictable offense, rendering it nonindictable.

شواهد ارائه شده برای اثبات یک جرم قابل پیگرد قانونی کافی نبود و در نتیجه غیرقابل پیگرد قانونی بود.

after reviewing the facts, the prosecutor concluded the matter was nonindictable.

پس از بررسی حقایق، دادستان نتیجه گرفت که این موضوع غیرقابل پیگرد قانونی است.

the legal team focused on demonstrating why the actions were inherently nonindictable.

گروه حقوقی بر نشان دادن این موضوع تمرکز کرد که چرا اقدامات از نظر ذاتی غیرقابل پیگرد قانونی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید