nonmonetary

[ایالات متحده]/nɒnˈmʌnɪtəri/
[بریتانیا]/nɑːnˈmʌnɪtɛri/

ترجمه

adj. غیر مرتبط با پول یا امور مالی

عبارات و ترکیب‌ها

nonmonetary benefits

مزایای غیرنقدی

nonmonetary rewards

جوایز غیرنقدی

nonmonetary incentives

مشوق‌های غیرنقدی

nonmonetary factors

عوامل غیرنقدی

nonmonetary contributions

همکاری‌های غیرنقدی

nonmonetary support

حمایت غیرنقدی

nonmonetary value

ارزش غیرنقدی

nonmonetary assets

دارایی‌های غیرنقدی

nonmonetary exchange

تبادلات غیرنقدی

nonmonetary transactions

معاملات غیرنقدی

جملات نمونه

nonmonetary rewards can motivate employees effectively.

جوایز غیرنقدی می‌توانند به طور موثر انگیزه کارمندان را افزایش دهند.

nonmonetary incentives often lead to higher job satisfaction.

مشوق‌های غیرنقدی اغلب منجر به افزایش رضایت شغلی می‌شوند.

many companies focus on nonmonetary benefits to attract talent.

شرکت‌های زیادی بر روی مزایای غیرنقدی برای جذب استعدادها تمرکز می‌کنند.

nonmonetary contributions can be just as valuable as financial ones.

سهم‌های غیرنقدی می‌توانند به اندازه کمک‌های مالی ارزشمند باشند.

recognizing nonmonetary achievements boosts team morale.

تشخیص دستاوردهای غیرنقدی باعث افزایش روحیه تیمی می‌شود.

nonmonetary support includes emotional and social assistance.

حمایت غیرنقدی شامل کمک‌های عاطفی و اجتماعی است.

organizations should consider nonmonetary factors in their evaluations.

سازمان‌ها باید عوامل غیرنقدی را در ارزیابی‌های خود در نظر بگیرند.

nonmonetary strategies can improve community engagement.

استراتژی‌های غیرنقدی می‌توانند مشارکت جامعه را بهبود بخشند.

nonmonetary forms of recognition can enhance employee loyalty.

فرم‌های غیرنقدی قدردانی می‌توانند وفاداری کارکنان را افزایش دهند.

nonmonetary exchanges often foster stronger relationships.

تبادلات غیرنقدی اغلب روابط قوی‌تری را تقویت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید