nonpayment

[ایالات متحده]/nɒnˈpeɪmənt/
[بریتانیا]/nɑnˈpeɪmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم پرداخت؛ عمل عدم پرداخت؛ قطع پرداخت؛ امتناع از پرداخت

عبارات و ترکیب‌ها

nonpayment notice

اطلاع عدم پرداخت

nonpayment fee

هزینه عدم پرداخت

nonpayment claim

ادعای عدم پرداخت

nonpayment issue

مشکل عدم پرداخت

nonpayment status

وضعیت عدم پرداخت

nonpayment alert

هشدار عدم پرداخت

nonpayment agreement

توافق عدم پرداخت

nonpayment report

گزارش عدم پرداخت

nonpayment dispute

اختلاف عدم پرداخت

nonpayment action

اقدام عدم پرداخت

جملات نمونه

the company faced serious consequences due to nonpayment of taxes.

شرکت با عواقب جدی به دلیل عدم پرداخت مالیات مواجه شد.

nonpayment can lead to legal action against the debtor.

عدم پرداخت می تواند منجر به اقدامات قانونی علیه بدهکار شود.

customers were warned about the risks of nonpayment.

به مشتریان در مورد خطرات عدم پرداخت هشدار داده شد.

nonpayment of rent can result in eviction.

عدم پرداخت اجاره می تواند منجر به اخراج شود.

she received a notice regarding her nonpayment issues.

او اخطاریه ای در مورد مشکلات عدم پرداخت خود دریافت کرد.

nonpayment can damage your credit score significantly.

عدم پرداخت می تواند به طور قابل توجهی نمره اعتباری شما را تخریب کند.

they implemented strict policies to manage nonpayment cases.

آنها سیاست های سختگیرانه ای برای مدیریت موارد عدم پرداخت اجرا کردند.

nonpayment often leads to higher interest rates on loans.

عدم پرداخت اغلب منجر به افزایش نرخ بهره وام ها می شود.

she explained the consequences of nonpayment to her clients.

او عواقب عدم پرداخت را برای مشتریان خود توضیح داد.

the organization had to deal with multiple cases of nonpayment.

سازمان باید با موارد متعدد عدم پرداخت برخورد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید