nonrecurrent

[ایالات متحده]/nɒn.rɪˈkɜː.ənt/
[بریتانیا]/nɑn.rɪˈkɜr.ənt/

ترجمه

adj. دوباره یا مکرراً اتفاق نمی‌افتد

عبارات و ترکیب‌ها

nonrecurrent costs

هزینه‌های غیرتکراری

nonrecurrent revenue

درآمد غیرتکراری

nonrecurrent expenses

هزینه‌های غیرتکراری

nonrecurrent items

موارد غیرتکراری

nonrecurrent gains

سودهای غیرتکراری

nonrecurrent benefits

مزایای غیرتکراری

nonrecurrent payments

پرداخت‌های غیرتکراری

nonrecurrent funding

تامین مالی غیرتکراری

nonrecurrent adjustments

تنظیمات غیرتکراری

nonrecurrent support

حمایت غیرتکراری

جملات نمونه

the company offered a nonrecurrent bonus this year.

شرکت یک پاداش غیرتکراری در این سال ارائه داد.

his nonrecurrent expenses were higher than expected.

هزینه‌های غیرتکراری او بیشتر از حد انتظار بود.

she received a nonrecurrent payment for her freelance work.

او برای کار آزاد خود یک پرداخت غیرتکراری دریافت کرد.

the project was funded through a nonrecurrent grant.

این پروژه از طریق یک کمک مالی غیرتکراری تامین مالی شد.

nonrecurrent events can impact the budget significantly.

واکنش‌های غیرتکراری می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر بودجه داشته باشند.

they planned for nonrecurrent costs in their financial forecast.

آنها برای هزینه‌های غیرتکراری در پیش‌بینی مالی خود برنامه‌ریزی کردند.

nonrecurrent funding can be crucial for startups.

تامین مالی غیرتکراری می‌تواند برای استارت‌آپ‌ها بسیار مهم باشد.

she explained the difference between recurrent and nonrecurrent expenses.

او تفاوت بین هزینه‌های تکراری و غیرتکراری را توضیح داد.

the nonrecurrent nature of the donation surprised everyone.

ماهیت غیرتکراری کمک‌های مالی باعث تعجب همه شد.

understanding nonrecurrent revenue is essential for financial planning.

درک درآمد غیرتکراری برای برنامه‌ریزی مالی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید