nonrenewability

[ایالات متحده]/ˌnɒn.rɪˌnjuːəˈbɪl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌnɑːn.rɪˌnuːəˈbɪl.ə.t̬i/

ترجمه

n. کیفیتی یا وضعیتی که غیرقابل تجدید است؛ ناتوانی در تجدید، بازسازی یا جایگزینی به طور طبیعی یا مصنوعی در یک بازه زمانی انسانی.

عبارات و ترکیب‌ها

nonrenewability concerns

نگرانی‌های مربوط به عدم تمدید

nonrenewability issue

مشکل عدم تمدید

nonrenewability problem

مشکل عدم تمدید

nonrenewability crisis

بحران عدم تمدید

nonrenewability challenge

چالش عدم تمدید

environmental nonrenewability

عدم تمدید زیست محیطی

resource nonrenewability

عدم تمدید منابع

addressing nonrenewability

رسیدگی به عدم تمدید

nonrenewability awareness

آگاهی از عدم تمدید

energy nonrenewability

عدم تمدید انرژی

جملات نمونه

the nonrenewability of fossil fuels drives researchers to seek alternative energy sources.

غیرقابل تجدید بودن سوخت‌های فسیلی محققان را به جستجوی منابع انرژی جایگزین سوق می‌دهد.

understanding the nonrenewability of natural resources is crucial for sustainable development planning.

درک غیرقابل تجدید بودن منابع طبیعی برای برنامه‌ریزی توسعه پایدار بسیار مهم است.

countries must confront the nonrenewability of their energy supplies by diversifying sources.

کشورها باید با متنوع کردن منابع، با غیرقابل تجدید بودن منابع انرژی خود مقابله کنند.

the nonrenewability crisis demands immediate action from governments worldwide.

بحران غیرقابل تجدید بودن نیازمند اقدام فوری از سوی دولت‌های سراسر جهان است.

education about resource nonrenewability helps communities make informed consumption choices.

آموزش در مورد غیرقابل تجدید بودن منابع به جوامع کمک می‌کند تا انتخاب‌های مصرف آگاهانه‌تری داشته باشند.

engineers are developing technologies to mitigate the effects of nonrenewability in industry.

مهندسان در حال توسعه فناوری‌هایی برای کاهش اثرات غیرقابل تجدید بودن در صنعت هستند.

the nonrenewability of certain minerals poses challenges for electronics manufacturing.

غیرقابل تجدید بودن برخی مواد معدنی چالش‌هایی را برای تولید электроника ایجاد می‌کند.

economic models must account for the nonrenewability of finite natural assets.

مدل‌های اقتصادی باید با در نظر گرفتن غیرقابل تجدید بودن دارایی‌های طبیعی محدود، عمل کنند.

policy makers are addressing energy nonrenewability through renewable incentive programs.

قانون‌گذاران در حال پرداختن به غیرقابل تجدید بودن انرژی از طریق برنامه‌های تشویقی تجدیدپذیر هستند.

the nonrenewability problem requires international cooperation to solve effectively.

مشکل غیرقابل تجدید بودن نیازمند همکاری بین‌المللی برای حل موثر آن است.

scientists emphasize the nonrenewability of groundwater reserves in arid regions.

دانشمندان بر غیرقابل تجدید بودن ذخایر آب‌های زیرزمینی در مناطق خشک تاکید می‌کنند.

businesses are adapting to the reality of resource nonrenewability by adopting circular economies.

شرکت‌ها با اتخاذ اقتصادهای چرخشی، در حال انطباق با واقعیت غیرقابل تجدید بودن منابع هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید