dwindling

[ایالات متحده]/ˈdwɪndlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdwɪndlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به تدریج کاهش یابنده
v. شکل حال استمراری "dwindle"، به معنای به تدریج کمتر یا کوچکتر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

dwindling resources

منابع رو به کاهش

dwindling population

جمعیت رو به کاهش

dwindling options

گزینه‌های رو به کاهش

dwindling support

حمایت رو به کاهش

dwindling interest

علاقه رو به کاهش

dwindling funds

بودجه رو به کاهش

dwindling numbers

اعداد رو به کاهش

dwindling energy

انرژی رو به کاهش

dwindling time

زمان رو به کاهش

dwindling chances

شانس‌های رو به کاهش

جملات نمونه

the company's profits are dwindling each quarter.

سود شرکت هر سه ماهه در حال کاهش است.

she noticed her energy levels were dwindling by the afternoon.

او متوجه شد که سطح انرژی او در بعد از ظهر در حال کاهش است.

the number of participants in the event is dwindling.

تعداد شرکت کنندگان در این رویداد در حال کاهش است.

his enthusiasm for the project is dwindling.

اشتیاق او به این پروژه در حال کاهش است.

they are concerned about dwindling resources in the area.

آنها نگران کاهش منابع در این منطقه هستند.

the population of the species is dwindling rapidly.

جمعیت این گونه به سرعت در حال کاهش است.

interest in the program has been dwindling over the years.

علاقه به این برنامه در طول سال ها در حال کاهش بوده است.

his patience was dwindling as the meeting dragged on.

همانطور که جلسه طولانی می شد، صبر او در حال کاهش بود.

they are worried about dwindling job opportunities in the field.

آنها نگران کاهش فرصت های شغلی در این زمینه هستند.

the town's population has been dwindling for decades.

جمعیت این شهر برای دهه‌ها در حال کاهش بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید