nonresidents

[ایالات متحده]/ˌnɒnˈrɛzɪdənt/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˈrɛzɪdənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در محل کار زندگی نمی‌کند؛ فردی که در یک محل سکونت زندگی نمی‌کند
adj. زندگی نکردن در محل کار؛ زندگی نکردن در یک محل سکونت

عبارات و ترکیب‌ها

nonresident alien

مسافر غیر مقیم

nonresident taxpayer

مالیات‌دهنده غیر مقیم

nonresident student

دانشجو غیر مقیم

nonresident fee

هزینه غیر مقیم

nonresident visa

وییزای غیر مقیم

nonresident permit

گواهی غیر مقیم

nonresident account

حساب غیر مقیم

nonresident landlord

مالک غیر مقیم

nonresident status

وضعیت غیر مقیم

nonresident registration

ثبت‌نام غیر مقیم

جملات نمونه

the nonresident tax rate is higher than the resident rate.

نرخ مالیات غیر مقیم بالاتر از نرخ مقیم است.

nonresident students are not eligible for in-state tuition.

دانشجویان غیر مقیم واجد شرایط شهریه ایالتی نیستند.

the company hired a nonresident consultant for the project.

شرکت یک مشاور غیر مقیم را برای پروژه استخدام کرد.

nonresident aliens must file a tax return.

بیگانگان غیر مقیم باید اظهارنامه مالیاتی ارائه دهند.

nonresident homeowners face different regulations.

مالکان غیر مقیم با مقررات متفاوتی روبرو هستند.

many nonresident workers contribute to the local economy.

بسیاری از کارگران غیر مقیم به اقتصاد محلی کمک می کنند.

nonresident visas have specific application requirements.

ویزا‌های غیر مقیم الزامات خاص درخواست دارند.

the seminar is open to both residents and nonresidents.

سمینار برای هر دو مقیم و غیر مقیم باز است.

nonresident memberships are available at the gym.

عضویت غیر مقیم در باشگاه ورزشی در دسترس است.

nonresident voters may need to register differently.

مایلیمین غیر مقیم ممکن است نیاز به ثبت نام متفاوت داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید