nontechnical

[ایالات متحده]/ˌnɒnˈtɛknɪkəl/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˈtɛknɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مرتبط با موضوعات یا مهارت‌های فنی

عبارات و ترکیب‌ها

nontechnical skills

مهارت‌های غیر فنی

nontechnical audience

مخاطب غیر فنی

nontechnical language

زبان غیر فنی

nontechnical roles

نقش‌های غیر فنی

nontechnical training

آموزش غیر فنی

nontechnical support

پشتیبانی غیر فنی

nontechnical fields

زمینه‌های غیر فنی

nontechnical expertise

تخصص غیر فنی

nontechnical issues

مشکلات غیر فنی

nontechnical documents

اسناد غیر فنی

جملات نمونه

she has a nontechnical background in marketing.

او پیشینه‌ای غیر فنی در زمینه بازاریابی دارد.

the nontechnical aspects of the project are equally important.

جنبه‌های غیر فنی پروژه به همان اندازه مهم هستند.

he explained the nontechnical features of the software.

وی ویژگی‌های غیر فنی نرم‌افزار را توضیح داد.

nontechnical skills can enhance team collaboration.

مهارت‌های غیر فنی می‌توانند همکاری تیمی را افزایش دهند.

we need to address the nontechnical challenges we face.

ما باید چالش‌های غیر فنی که با آن‌ها روبرو هستیم را برطرف کنیم.

her presentation focused on nontechnical solutions.

ارائه او بر روی راه‌حل‌های غیر فنی متمرکز بود.

the report includes both technical and nontechnical recommendations.

گزارش شامل هر دو توصیه فنی و غیر فنی است.

nontechnical training can improve employee performance.

آموزش غیر فنی می‌تواند عملکرد کارکنان را بهبود بخشد.

understanding nontechnical requirements is crucial for success.

درک الزامات غیر فنی برای موفقیت بسیار مهم است.

they hired a consultant to help with nontechnical issues.

آن‌ها برای کمک به مشکلات غیر فنی یک مشاور استخدام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید