nosers

[ایالات متحده]/ˈnəʊ.zər/
[بریتانیا]/ˈnoʊ.zɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که بیش از حد کنجکاو یا فضول است

عبارات و ترکیب‌ها

big noser

بینی بزرگ

nosey noser

فضول و مزاحم

nosy noser

فضول و مزاحم

noser alert

هوشیاری در مورد نوسر

noser around

نوسر در اطراف

noser behavior

رفتار نوسر

noser type

نوع نوسر

noser instincts

غریزه نوسر

noser reputation

شهرت نوسر

noser tendencies

گرایشات نوسر

جملات نمونه

the noser at the party kept asking personal questions.

فرد فضول در مهمانی مدام سوالات شخصی می‌پرسید.

she is such a noser; she always wants to know everyone's business.

او خیلی فضوله؛ همیشه می‌خواهد از همه کسب و کارها خبردار باشد.

don't be a noser; it's rude to pry into others' lives.

فضول نباشید؛ تجسس در زندگی دیگران بی‌ادبانه است.

the noser in the office overheard our conversation.

فرد فضول در دفتر صحبت‌های ما را شنید.

i can't stand nosers who invade my privacy.

نمی‌توانم تحمل کنم افرادی را که فضول هستند و به حریم خصوصی من تجاوز می‌کنند.

being a noser can lead to misunderstandings.

فضول بودن می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

he has a reputation as a noser in the neighborhood.

او به عنوان یک فرد فضول در محله شناخته شده است.

stop being such a noser and mind your own business.

فضول بودن را متوقف کنید و به امور خود رسیدگی کنید.

the noser often spreads rumors based on what they hear.

فرد فضول اغلب شایعاتی را که می‌شنود پخش می‌کند.

it's annoying when a noser tries to join our private discussions.

وقتی یک فرد فضول سعی می‌کند به بحث‌های خصوصی ما بپیوندد، آزاردهنده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید