nosing

[ایالات متحده]/ˈnəʊ.zɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnoʊ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبه جلویی یک پله؛ لبه فلزی برای محافظت از لبه برجسته یک پله
v. عمل بو کشیدن (فعل حال استمراری از بینی)

عبارات و ترکیب‌ها

nosing around

جستجو کردن

nosing about

جستجو کردن

nosing in

وارد شدن

nosing out

شناسایی کردن

nosing through

جستجو کردن

nosing up

بالا رفتن

nosing down

پایین آمدن

nosing off

ترک کردن

nosing back

بازگشت

جملات نمونه

the dog was nosing around the garden.

سگ در حال جستجو در باغ بود.

she caught him nosing through her things.

او دید که او در حال جستجو در وسایلش است.

the cat was nosing at the door, wanting to go outside.

گربه در حال جستجو در مقابل در بود و می‌خواست بیرون برود.

he was nosing into other people's business.

او در امور دیگران کنکاش می‌کرد.

the detective was nosing around for clues.

مامور پلیس در حال جستجو برای سرنخ‌ها بود.

she saw him nosing through the old boxes.

او دید که او در حال جستجو در جعبه‌های قدیمی است.

the puppy loves nosing into everything.

سگ توله عاشق جستجو در همه چیز است.

he was nosing around the kitchen for snacks.

او در حال جستجو در آشپزخانه برای میان وعده بود.

the children were nosing through the attic.

کودکان در حال جستجو در زیرزمین بودند.

she noticed the cat nosing at the window.

او متوجه شد که گربه در حال جستجو در مقابل پنجره است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید