nota

[ایالات متحده]/ˈnəʊtə/
[بریتانیا]/ˈnoʊtə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شکل جمع از notum، که به یک صفحه پشتی اشاره دارد؛ یک شکل جمع از notum، که به یک صفحه قمری اشاره دارد

عبارات و ترکیب‌ها

nota bene

توجه

nota fiscal

قبض

nota de crédito

اعتبارنامه

nota de débito

بدهی نامه

nota musical

نت موسیقی

nota de rodapé

پاورقی

nota de aula

یادداشت کلاس

nota de avaliação

نمره ارزیابی

nota de serviço

یادداشت خدمات

nota de entrega

رسید تحویل

جملات نمونه

she made a nota of the important points during the meeting.

او نکات مهم را در طول جلسه یادداشت کرد.

can you send me a nota about the project updates?

می‌توانید یک یادداشت در مورد به‌روزرسانی‌های پروژه برای من ارسال کنید؟

he always keeps a nota of his daily tasks.

او همیشه یادداشتی از وظایف روزانه خود نگه می‌دارد.

don't forget to include a nota in your report.

فراموش نکنید یک یادداشت در گزارش خود بگنجانید.

the teacher asked us to write a nota for our homework.

معلم از ما خواست برای تکالیف خود یک یادداشت بنویسیم.

she received a nota from her supervisor regarding the deadlines.

او یک یادداشت از سرپرست خود در مورد مهلت‌ها دریافت کرد.

it's important to take nota of the changes in the schedule.

توجه به تغییرات در برنامه مهم است.

he jotted down a nota for his upcoming presentation.

او یک یادداشت سریع برای ارائه آینده خود یادداشت کرد.

make sure to review the nota before the meeting.

مطمئن شوید قبل از جلسه یادداشت را بررسی کنید.

she often refers to her nota when preparing for exams.

او اغلب هنگام آمادگی برای امتحانات به یادداشت خود مراجعه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید