noticer

[ایالات متحده]/ˈnəʊtɪsə/
[بریتانیا]/ˈnoʊtɪsər/

ترجمه

n. کسی که متوجه یا مشاهده می‌کند
v. توجه کردن به یا آگاه شدن از
vi. جلب توجه کردن
شکل‌های واژه
جمعnoticers

عبارات و ترکیب‌ها

keen noticer

مشاهده‌کننده تیزبین

quick noticer

مشاهده‌کننده سریع

natural noticer

مشاهده‌کننده ذاتی

sharp noticer

مشاهده‌کننده دقیق

good noticer

مشاهده‌کننده خوب

observant noticer

مشاهده‌کننده دقیق و ریزبین

curious noticer

مشاهده‌کننده کنجکاو

detail noticer

مشاهده‌کننده جزئیات

silent noticer

مشاهده‌کننده خاموش

thoughtful noticer

مشاهده‌کننده متفکر

جملات نمونه

she is a keen noticer of details.

او یک ناظر دقیق بر جزئیات است.

as a noticer, he quickly spots mistakes.

به عنوان یک ناظر، او به سرعت اشتباهات را تشخیص می‌دهد.

being a noticer helps in problem-solving.

بودن یک ناظر در حل مسئله کمک می‌کند.

noticers often have great observational skills.

ناظران اغلب مهارت‌های مشاهده‌ای خوبی دارند.

she is known as a noticer of people's emotions.

او به عنوان یک ناظر احساسات مردم شناخته می‌شود.

good noticers can read between the lines.

ناظران خوب می‌توانند منظور را بفهمند.

he became a noticer after years of practice.

او پس از سال‌ها تمرین به یک ناظر تبدیل شد.

noticers are often more aware of their surroundings.

ناظران اغلب بیشتر از محیط اطراف خود آگاه هستند.

being a noticer can enhance your creativity.

بودن یک ناظر می‌تواند خلاقیت شما را افزایش دهد.

she trained herself to be a better noticer.

او خود را برای تبدیل شدن به یک ناظر بهتر آموزش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید