| جمع | noticers |
keen noticer
مشاهدهکننده تیزبین
quick noticer
مشاهدهکننده سریع
natural noticer
مشاهدهکننده ذاتی
sharp noticer
مشاهدهکننده دقیق
good noticer
مشاهدهکننده خوب
observant noticer
مشاهدهکننده دقیق و ریزبین
curious noticer
مشاهدهکننده کنجکاو
detail noticer
مشاهدهکننده جزئیات
silent noticer
مشاهدهکننده خاموش
thoughtful noticer
مشاهدهکننده متفکر
she is a keen noticer of details.
او یک ناظر دقیق بر جزئیات است.
as a noticer, he quickly spots mistakes.
به عنوان یک ناظر، او به سرعت اشتباهات را تشخیص میدهد.
being a noticer helps in problem-solving.
بودن یک ناظر در حل مسئله کمک میکند.
noticers often have great observational skills.
ناظران اغلب مهارتهای مشاهدهای خوبی دارند.
she is known as a noticer of people's emotions.
او به عنوان یک ناظر احساسات مردم شناخته میشود.
good noticers can read between the lines.
ناظران خوب میتوانند منظور را بفهمند.
he became a noticer after years of practice.
او پس از سالها تمرین به یک ناظر تبدیل شد.
noticers are often more aware of their surroundings.
ناظران اغلب بیشتر از محیط اطراف خود آگاه هستند.
being a noticer can enhance your creativity.
بودن یک ناظر میتواند خلاقیت شما را افزایش دهد.
she trained herself to be a better noticer.
او خود را برای تبدیل شدن به یک ناظر بهتر آموزش داد.
keen noticer
مشاهدهکننده تیزبین
quick noticer
مشاهدهکننده سریع
natural noticer
مشاهدهکننده ذاتی
sharp noticer
مشاهدهکننده دقیق
good noticer
مشاهدهکننده خوب
observant noticer
مشاهدهکننده دقیق و ریزبین
curious noticer
مشاهدهکننده کنجکاو
detail noticer
مشاهدهکننده جزئیات
silent noticer
مشاهدهکننده خاموش
thoughtful noticer
مشاهدهکننده متفکر
she is a keen noticer of details.
او یک ناظر دقیق بر جزئیات است.
as a noticer, he quickly spots mistakes.
به عنوان یک ناظر، او به سرعت اشتباهات را تشخیص میدهد.
being a noticer helps in problem-solving.
بودن یک ناظر در حل مسئله کمک میکند.
noticers often have great observational skills.
ناظران اغلب مهارتهای مشاهدهای خوبی دارند.
she is known as a noticer of people's emotions.
او به عنوان یک ناظر احساسات مردم شناخته میشود.
good noticers can read between the lines.
ناظران خوب میتوانند منظور را بفهمند.
he became a noticer after years of practice.
او پس از سالها تمرین به یک ناظر تبدیل شد.
noticers are often more aware of their surroundings.
ناظران اغلب بیشتر از محیط اطراف خود آگاه هستند.
being a noticer can enhance your creativity.
بودن یک ناظر میتواند خلاقیت شما را افزایش دهد.
she trained herself to be a better noticer.
او خود را برای تبدیل شدن به یک ناظر بهتر آموزش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید