nubbin

[ایالات متحده]/ˈnʌbɪn/
[بریتانیا]/ˈnʌbɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده کوچک یا برآمدگی؛ تکه کوچک یا قطعه؛ نکته اساسی یا ایده اصلی؛ گوش ذرت نارس

عبارات و ترکیب‌ها

little nubbin

کوچک نوبرین

nubbin end

سر نوبرین

nubbin size

اندازه نوبرین

nubbin shape

شکل نوبرین

nubbin growth

رشد نوبرین

nubbin feature

ویژگی نوبرین

nubbin texture

بافت نوبرین

nubbin area

مساحت نوبرین

nubbin removal

حذف نوبرین

nubbin attachment

اتصال نوبرین

جملات نمونه

the plant has a small nubbin growing at the base.

گیاه در قسمت پایین خود یک زائده کوچک دارد.

he noticed a nubbin of cheese left on his plate.

او متوجه شد که یک تکه پنیر روی بشقابش مانده است.

she found a nubbin of clay while digging in the garden.

او در حین کندن باغچه، یک تکه رس پیدا کرد.

the nubbin on the corn cob was still tender.

زائده روی بلال ذرت هنوز ترد بود.

he used a nubbin of pencil to finish his drawing.

او از یک تکه مداد برای اتمام نقاشی خود استفاده کرد.

the nubbin of fabric was perfect for the patchwork project.

تکه پارچه برای پروژه وصله‌دوزی مناسب بود.

she trimmed the nubbin of excess dough from the pie crust.

او خمیر اضافی را از روی خمیر پای برش زد.

there was a nubbin of hope in her heart.

یک کوران امید در قلب او وجود داشت.

the nubbin of the tree branch was covered in moss.

زائده شاخه درخت با خزه‌های پوشیده شده بود.

he found a nubbin of information that changed everything.

او اطلاعاتی پیدا کرد که همه چیز را تغییر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید