numberless

[ایالات متحده]/'nʌmbəlɪs/
[بریتانیا]/ˈnʌmbəlɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌شمار، بدون شماره

جملات نمونه

numberless lies and other prevarications.

تکذیبی‌های بی‌شمار و سایر فریبکاری‌ها

Of beechen green, and shadows numberless,

از سبز راجی، و سایه‌های بی‌شمار،

It has resolved personal worth into exchange value, and in place of the numberless indefeasible chartered freedoms, has set up that single, unconscionable freedom — Free Trade.

این ارزش شخصی را به ارزش مبادله تبدیل کرده و به جای آزادی های اجاره ای بی شماری که غیرقابل انکار هستند، آن آزادی غیرقابل تصور واحد - تجارت آزاد را ایجاد کرده است.

In dusk she is covering of gentle sunfall light,waiting for me passing her,like old friend.I know her await without sound,but I can hear of numberless hands shaking at me.

در غروب، او با نور ملایم خورشید در حال پوشش دادن است، منتظر من است که از کنارش عبور کنم، مانند یک دوست قدیمی. می دانم که منتظر او بدون صدا نیست، اما می توانم صدای دست های بی شماری را بشنوم که به من دست می زنند.

a numberless amount of stars in the sky

تعداد بی‌شماری از ستاره‌ها در آسمان

numberless challenges to overcome

چالش‌های بی‌شماری برای غلبه بر آنها

a numberless array of colors

آرای بی‌شماری از رنگ‌ها

numberless ways to solve a problem

راه‌های بی‌شماری برای حل یک مسئله

a numberless crowd at the concert

توده‌ی بی‌شماری در کنسرت

numberless possibilities for the future

احتمالات بی‌شماری برای آینده

a numberless collection of books

مجموعه‌ی بی‌شماری از کتاب‌ها

numberless species of plants in the forest

گونه‌های بی‌شماری از گیاهان در جنگل

a numberless variety of cuisines to choose from

تنوع بی‌شماری از غذاها برای انتخاب

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید