numerating

[ایالات متحده]/ˈnjuːməreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnuːməreɪtɪŋ/

ترجمه

v. فعل حال استمراری از شمارش

عبارات و ترکیب‌ها

numerating items

شمارش اقلام

numerating steps

شمارش مراحل

numerating options

شمارش گزینه ها

numerating tasks

شمارش وظایف

numerating elements

شمارش عناصر

numerating points

شمارش نکات

numerating figures

شمارش ارقام

numerating categories

شمارش دسته بندی ها

numerating variables

شمارش متغیرها

جملات نمونه

numerating the steps is essential for clarity.

شمارش مراحل برای وضوح ضروری است.

he spent hours numerating the items on the list.

او ساعت‌ها برای شمارش اقلام موجود در لیست وقت گذراند.

numerating the chapters helps in organizing the book.

شمارش فصل‌ها به سازماندهی کتاب کمک می‌کند.

she is numerating the participants for the event.

او در حال شمارش شرکت‌کنندگان برای رویداد است.

numerating the pros and cons can aid decision-making.

شمارش مزایا و معایب می‌تواند به تصمیم‌گیری کمک کند.

he is numerating his achievements for the resume.

او دستاوردهای خود را برای رزومه در حال شمارش است.

numerating the benefits of the program is important.

شمارش مزایای برنامه مهم است.

they are numerating the risks involved in the project.

آنها خطرات مرتبط با پروژه را در حال شمارش هستند.

numerating the tasks can help improve productivity.

شمارش وظایف می‌تواند به بهبود بهره‌وری کمک کند.

he is numerating the features of the new product.

او ویژگی‌های محصول جدید را در حال شمارش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید