obbligatos

[ایالات متحده]/ˌɒblɪˈɡɑːtəʊ/
[بریتانیا]/ˌɑːblɪˈɡɑːtoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش ضروری یک ترکیب موسیقی؛ صدای همراه یا ساز
adj. ضروری؛ لازم

عبارات و ترکیب‌ها

obbligato part

قطعه اجباری

obbligato line

خط اجباری

obbligato instrument

ساز اجباری

obbligato passage

قطعه اجباری

obbligato style

سبک اجباری

obbligato melody

ملودی اجباری

obbligato section

بخش اجباری

obbligato feature

ویژگی اجباری

obbligato theme

موضوع اجباری

obbligato role

نقش اجباری

جملات نمونه

in the concerto, the violin part is obbligato.

در کنسرتو، قسمت ویولن اجباری است.

the obbligato melody adds depth to the composition.

ملودی اجباری به عمق آهنگ افزوده است.

many musicians consider the obbligato to be essential.

بسیاری از نوازندگان اجباری را ضروری می دانند.

the singer performed the obbligato beautifully.

خواننده بخش اجباری را به زیبایی اجرا کرد.

in baroque music, the obbligato often features prominent instruments.

در موسیقی باروک، بخش اجباری اغلب دارای سازهای برجسته است.

the composer wrote an obbligato for the flute.

آهنگساز یک بخش اجباری برای فلوت نوشت.

obbligato passages require skilled performers.

اجرای بخش های اجباری به نوازندگان ماهر نیاز دارد.

the obbligato section is crucial for the overall performance.

بخش اجباری برای اجرای کلی بسیار مهم است.

she played the obbligato line with great precision.

او خط اجباری را با دقت بسیار اجرا کرد.

understanding the role of obbligato is important for musicians.

درک نقش اجباری برای نوازندگان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید